آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١٦ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
بنابراين، ثابت مىشود كه فرد سعيد به فرد شقى تبديل نمىگردد و فرد شقى به فرد سعيد نيز دگرگون نمىشود». وى مىافزايد: «اين استدلال بارها و بيرون از شمار در اين كتاب (تفسير كبير) آمده است.» او در تأييد گفته خود، روايتى از «عمر بن خطاب» نقل مىكند كه گفته است: «وقتى آيه فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ نازل شد، پيامبر خدا (ص) گفتم: بر چه اساس عمل كنيم؟ بر آنچه از آن فارغ شده و مسلّم گرديده است؟ يا بر آنچه از آن فارغ نشده و مسلم نيست؟ «پيامبر گفت: «بر آنچه از آن فارغ آمده و تثبيت شده است و مقدرات در جهت آن سير مىكند» و ليكن ميسر و فراهم است، آنچه براى هركس آفريده شده است.»[١] سپس وى مىگويد: «معتزله به نقل از «حسن» بر اين باور هستند كه آنان با توجه به كردار خود، شقى و يا سعيد به شمار مىآيند.» و پاسخ مىدهد كه: «دليل قطعى (آنچه به گمان خود بر اثبات جبر اقامه كرده است) با اين روايات نقض نمىشود». در پايان مىگويد: «در اينكه آنان به كردار خود، شقى يا سعيدند، بحثى نداريم، ولى چون كردار آنان ناشى از قضا و قدر الهى است، دليلى را كه آوردهايم، به قوت خود پابرجا است».[٢] ولى روايتى را- كه «امام فخر رازى» از «عمر بن خطاب» نقل كرده است- از نظر ما قابل اعتماد نيست. نخست، به علت ضعف سند روايت، زيرا در سلسله سند آن، «سليمان بن سفيان» است كه حديث را از «عبد اللّه دينار» روايت كرده است و بزرگان علم و دانش وى را تضعيف كردهاند.[٣] دوم آنكه، مضمون حديث با اصول عدل و حكمت خداى متعال، ناسازگار است. به فرض درستى حديث، بايد مضمون آن را به گونهاى تفسير كرد كه با مذهب عدل ناسازگار نباشد. «شيخ محمد
[١] اين روايت را همه مفسران و محدثان اهل سنت نقل كردهاند. ر. ك: تفسير طبرى، ج ١٢، ص ٧٠.
[٢] تفسير كبير، ج ١٨، ص ٦٠- ٦١.
[٣] ذهبى، المغنى فى الضعفاء، ج ١، ص ٢٨٠، شماره ٢٥٩.