آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٢٥ - گفتگوى«موسى» با«فرعون»
جان او را در معرض هلاك قرار مىدهد. «ابليس» از خشم موسى به هيجان آمد، تا وى به كشتن آن قبطى اقدام كند و بر اثر آن، به دست مقامات حكومتى گرفتار آيد و كشته شود. بدين علت، «ابليس» دامى براى نابودى «موسى» گسترده بود، بنابراين، رفتار شيطان از مقوله تسلطى كه ما در مورد بندگان مخلص خدا محال مىدانيم، نيست.
وجه ديگر در بيان معنى آيه اينكه مشار اليه جمله «هذا من عمل الشيطان.» (اين رفتار، از عمل شيطان است» علت وقوع قتل. باشد و نه خود قتل به اين معنى كه اگر شيطان قبطيان (از قوم فرعون) را گمراه نمىكرد و بر انديشه مصريان چيره نمىشد- تا فرعون را به خدايى بپذيرند و به حكومت فاسد او تسليم شوند- موجبات اين قتل و رويدادهايى مانند آن كه بنى اسرائيل بدان دچار بودند، فراهم نمىآمد كه برانگيختن «موسى» به پيامبرى براى رهايى آنان از اين خوارى و ذلت بوده است. اين وجه بر وجههاى ديگر برترى دارد از جهت مناسبت تاى كه با پايان آيه إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ دارد، زيرا جمله بدين معنى است كه شيطان، دشمنى آشكار و گمراهكننده براى انسان است و شك نيست كه «موسى» او را گمراهكننده مردم مىداند، نه گمراهكننده خويش.
جمله رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي. (اى خدا من بر خويش ستم كردم) نمايانگر مخاطره موسى و احتمال هلاكت او به دست دشمنان خداست. بدون ترديد، چنين رفتارى، موجب شگفتى است و شايسته كسى چون او نيست كه در راه دستيابى به جايگاه والاى پيامبرى است و در نتيجه اين رفتار از شخصيتى چون موسى، ترك اولى به شمار مىآيد و جا دارد كه از آن استغفار كند. به همين جهت هم خداى متعال بدين سرعت به وى پاسخ مساعد مىدهد چه در هر صورت اين رفتار، ناشى از خشمى در راه خدا بوده است.
گفتگوى «موسى» با «فرعون»
قالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ. وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ