آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٢ - ج - احاديثى كه مسئله قضاء و قدر را مورد بحث قرار داده است
چارچوب تعبيرهاى اجمالى مسئله دارند و برخى از آنها به گستردگى آن را تشريح كرده و با جملههاى توضيحى پياپى در مفهوم آن گفتگو كرده است كه نمونههايى از هر كدام را بازگو مىكنيم:
١-
«قال الامام ابو عبد اللّه الصادق (ع): «انّ اللّه إذا أراد شيئا قدّره، فاذا قدّره قضاه و إذا قضاه امضاه.»[١]
امام صادق (ع) مىگويد: (آنگاه كه خدا چيزى را بخواهد، آن را برآورد و اندازه مىكند، پس از برآورد آن، نسبت به آن حكم مىكند و وقتى بدان حكم كرد، آن را انجام مىدهد.) ٢-
و قال الامام ابو جعفر الباقر (ع): «لا يكون شيء فى الأرض و لا فى السماء إلّا بهذه الخصال السبع بمشيئته، واردة و قدر و قضاء، و اذن، و كتاب، و اجل ...»[٢]
«امام باقر (ع) مىگويد: هيچچيزى در زمين و آسمان نيست، مگر اينكه داراى اين ويژگيهاى هفتگانه است. مشيت و اراده و قدر و قضاء و اذن و كتاب و اجل (زمان و مدت) ...».
شيخ صدوق نيز، حديثى را به همين مضمون در باب «سبعة» از كتاب «خصال» آورده است.[٣] ٣-
«و سئل امير المؤمنين (ع) عن القضاء و القدر. فقال: «لا تقولوا: وكلهم اللّه إلى انفسهم فتوهّنوه، و لا تقولوا: اجبرهم على المعاصى فتظلموه، و لكن قولوا: الخير بتوفيق اللّه و الشّر بخذلان اللّه و كلّ سابق فى علم اللّه.[٤]
از امير المؤمنين (ع) پيرامون قضاء و قدر، پرسيده شد. در پاسخ فرمود: بگوييد كه خدا مردم را نسبت به خودشان وكيل كرده است، [زيرا با چنين سخنى] خدا را ناتوان شمردهاند. و نگوييد كه خدا آنان را به انجام گناهان و به نافرمانيها مجبور كرده است كه ستم به خدا است. بلكه اين چنين بگوييد: خير و خوبى به توفيق خداست و شرّ و بدى ناشى از خوار كردن گناهكاران سركش بوسيله خداست و اينها همه پيشتر در دانش خدا بوده است.»
[١] محاسن برقى، ص ٢٤٣، بحار الانوار، ملا محمد باقر مجلسى، ج ٥، ص ١٢١.
[٢] همان.
[٣] بحار الانوار، ج ٥، ص ٨٨، شماره ٧
[٤] احتجاج طبرسى، ص ١١١- و بحار الانوار، ملا محمد باقر مجلسى، ج ٥، ص ٩٥.