آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٠ - ب - احاديثى كه از ورود در مسئله«قدر» نهى كرده است
«لأنّهم لا ينالونه بحقيقة الربانية، و لا بقدرة الصمدانيّة، و لا بعظمة النورانية، و لا بعزّة الوحدانيّة، لانه بحر زاخر موّاج، خالص للّه عزّ و جل، عمقه ما بين السماء و الارض، عرضه ما بين المشرق و المغرب، اسود كالليل الدامس، كثير الحيات و الحيتان، تعلو مرّة و تسفل اخرى
.... زيرا آنان به حقيقت پروردگارى و به قدرت صمدانيت و به عظمت نورانيت و به عزّت يگانگى بدان دست نيابند، چه آن دريايى مواج و خروشان، و خاص خداى عزيز و جليل است، عمق آن فاصله بين آسمان و زمين است و پهناى آن مسافت بين مشرق و مغرب، مىباشد همچون شب تيره سياه است و در سرزمين آن خطرهاى بسيار از هر گوشه و كنار آن پديدار مىگردد».
سپس مىافزايد:
«فى قعره شمس تضيء، لا ينبغى ان يطّلع عليها إلّا الواحد الفرد
. در ژرفاى اين دريا، خورشيدى مىدرخشد كه آگاهى بدان بجز براى يگانه وادى دانش دست ندهد».
يگانهاى كه به حقيقت دين آگاه باشد و بنيان استوار آن را بشناسد. اين گفته دليل بر آن است كه نهى از ورود در اين موضوع، ناشى از شناخت آن حضرت- نسبت به ناتوانى مردم روزگار خود- از درك اين گونه حقايق و معارف عالى است.
وى در پايان اين سخنان به اين گونه افراد ناتوان هشدار مىدهد كه مبادا با ورود در مسأله قدر، خود را به بيابان رنج و دشوارى بيفكنند و مىگويد:
«فمن تطّلع عليها فقد ضادّ اللّه فى حكمه، و نازعه فى سلطانه، و كشف عن سرّه و ستره، و باء بغضب من اللّه، و مأواه جهنم و بئس المصير.»[١]
(آنكه به «قدر» آگاه شود (كسى كه شايستگى آن را ندارد و براى آگاهى از آن بكوشد) به مخالفت با فرمان خدا و ستيزه با قدرت و سلطه او برخاسته و از راز او پرده برگرفته است و به خشم خدا گرفتار آيد و جايگاه او دوزخ است و بد جايگاهى است).
٤-
«و عن ابن اذينه قال: قلت للإمام الصادق (ع): «جعلت فداك، ما تقول فى القضاء و القدر؟ قال: اقول: انّ اللّه تعالى اذا جمع العباد يوم القيامة سألهم عمّا عهد إليهم و لم يسألهم عمّا قضى عليهم.»
(از «ابن اذينه» نقل شده است كه گفت: به امام صادق (ع) گفتم: «فدايت شوم، در قضاء و قدر چه مىگويى؟» گفت: «مىگويم به يقين خداى متعال، آنگاه كه در روز رستاخيز، مردم را
[١] التوحيد، صدوق، ص ٣٩٢- الاعتقادات، ص ٧١- بحار، ملا محمد باقر مجلسى، ج ٥، ص ٩٧،