آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٤ - پا و قدم
فى يده» و مانند اينها.[١] «ابن حجر»، تأويلات ديگرى نيز نسبت به حديث مذكور گفته است كه برخى از آنها شايسته اعتنا نيست.
سخن «اشعرى»- مبنى بر وجوب رعايت معنى ظاهرى الفاظ و كلمات، تا هنگامى كه دليلى بر خلاف آن نباشد- سخنى درست است (با چشمپوشى از نيرنگ و حيله ناجوانمردانهاى كه در اينجا به كار مىگيرد) زيرا الفاظ، محمول بر معانى عرضيه است و حجّيت ظاهر كلمات و الفاظ از مواردى است كه در علم «اصول فقه» ثابت شده و حجّيت ظاهر كلمات، يك اصل عقلانى است و گفتگوهاى مردم، اعم از خواص و عوام بر همين مبناست، ولى حجّيت ظاهر كلمات در مواردى صادق است كه دليل قطعى، اعم از عقل يا نقل، بر انصراف از معنى ظاهر لفظ و كلمه در بين نباشد.
همان گونه كه گفته شد، اين مطلبى درست است، جز اينكه امثال «اشعرى»، اين سخن حق را براى ايجاد شبهه در ذهن مردم به زبان مىآورند، زيرا اهل عدل و تنزيه بر آن باور نيستند كه در همه جا، معنى ظاهرى الفاظ و كلمات را تأويل كنند، مگر در موردى كه دليل قاطع بر اساس عقل يا قرآن و سنّت، بر معنايى خلاف ظاهر الفاظ، وجود داشته باشد. ما در گفتارهاى پيشين فرق بين «اشاعره» و اهل عدل را توضيح داديم كه «اشاعره»، آيات محكم را به حساب آيات متشابه، تأويل مىكنند، مانند تأويل «اشعرى» از آيه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ. به حساب حفظ معنى ظاهرى آيه إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ اهل عدل، آيات متشابه را به حساب آيات محكم تأويل مىنمايند و بين اين دو روش، تفاوت روشن و بسيار است. روش «اشاعره»، آنان را از راه راست و روشن درست، در استنباط مفاهيم اصيل اسلامى، بسيار دور مىكند، زيرا دورى از راه عقل، دورى از حقيقت و واقعيت اسلام است. افزون بر اين، راه و رسم «اشعرى»، اصول و بنيانهاى والاى اسلامى را لكهدار كرده و كرامت اين دين را پايمال مىكند و تحريف سخن از مورد خود گناهى نابخشودنى به شمار مىآيد.
[١] فتح البارى، ج ٨، ص ٤٥٧. ر. ك: مشكل الحديث، ابن فورك، ص ٤٤.