آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٢ - آيه مربوط به ساق پا
كه دامن به ميان زنند و [با كمال جهد بر نجات خود بكوشند و سودى نبرند] و به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.) «زمخشرى» مىگويد: «آشكار شدن ساق و ظاهر شدن خلخال پا، ضرب المثلى درباره پيشامدهاى سخت و ناگوار است و اصل و مناسبت آن، اين است كه به هنگام شكست در جنگ و پيدايش وضعى هولانگيز، زنان فرار مىكردند و در هنگام فرار، ساق پاى آنان و خلخالهايى كه بر آن بود، نمايان مىشد، بنابراين آشكار شدن ساق و ظاهر شدن خلخال، كنايه از پيشامدهاى سخت و هولانگيز است.
همان گونه كه «حاتم» گفته است:
|
أخوا الحرب ان عضت به الحرب عضها |
و ان شمرت عن ساقها الحرب شمرا |
|
و نيز «ابن الرقيات» مىگويد:
|
كيف نومى على الفراش و لما |
تشمل الشام غارة شعواء |
|
|
تذهل الشيخ عن بنيه و تبدى |
عن خدّام العقيلة العذراء |
|
بنابراين: «يوم يكشف عن ساق» به معنى روزى است كه در آن روز، كار سخت و دشوار است وگرنه در آن روز، ساق پا و آشكار شدن آن، در بين نيست.
همان گونه كه در مورد آدم بخيل و خسيس گفته مىشود: «يده مغلولة» (دست او بسته است). حال آنكه نه دستى در كار است و نه غل و زنجيرى كه دست را با آن بسته باشند و اين سخن تنها ضرب المثلى در بخل است. اصحاب تشبيه كه اين آيه را دليل بر وجود ساق پا براى خدا مىدانند، از نقص عقل و ناآگاهى آنان از علم بيان است.
حديث «ابن مسعود» (پيشتر نقل شد) نيز به معنى سختى آن روز و هول و هراس روز رستاخيز است. «زمخشرى» مىافزايد: «بنا بر اعتقاد «مشبّهه»، حق اين است كه ساق پا، مورد مشاهده قرار گيرد. چه از نظر آنان منظور از ساق، همان ساق پاى معمولى است كه از آن خداى رحمان است و او منزه و والاتر از آن است كه ظالمان مىگويند[١]».
[١] ر. ك: كشاف، ج ٤، ص ٥٩٢- ٥٩٤، چاپ بيروت.