آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦١ - ب -«استهزاء» و«خديعه» يا سخريه و نيرنگ
كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ.[١] [ (يوسف يا مأمور او) شروع در تحقيق از بارهاى ايشان كرد.
سرانجام آن مشربه را از بار برادر خود (بنيامين) بيرون آورد]. اين تدبير (كه يوسف، بنيامين را به اين اتهام نزد خود نگاه دارد و امر را بر برادران ديگر مشتبه كند) ما به يوسف آموختيم.) آيه بدين معنى است كه ابزار پيروزى و موفقيت يوسف را به گونهاى- كه بر برادرانش پوشيده باشد- تدبير كرديم. آنان بر آن بودند كه نسبت به وى نيرنگ و فريب به كار گيرند، ولى كوشش آنان به شكست انجاميد.
وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ.[٢] و آن كافران حيله و مكر بكار بردند و ما آنها را از جايى- كه هيچ نفهميدند- سخت به كيفر مكرشان رسانيديم.
مضمون آيه اين است كه آنان تدبيرى به كار گرفتند و ما نيز در برابر آنان تدبيرى انديشيديم و در اين رويارويى آنان زيانكارند و خدا برتر از آنان است: قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً.[٣] بگو مكر خدا سريعتر است.» وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ.[٤] و مكر آنان فاسد و تباه شود.» وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ.[٥] (حيله و تدبير بد، جز اهلش را فرا نگيرد.) وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها.[٦] و همان گونه، در هر ديارى بزرگتران گناهكاران آن ديار را بگماريم تا در آن مكر و حيله كنند.
«لام» در «ليمكروا» براى عاقبت و سرانجام كار است و نه علت و آيه بدين معنى است كه در جوامع بشرى آلوده و عقب مانده، طبقهاى از بزرگان زورگو، با نيرنگها و تدابير شيطانى و ستمگرانه خود، طبقات پايين را مورد استثمار و بهرهكشى قرار مىدهند، ولى اين ستم براى هميشه پابرجا نمىماند و رفاه و آسايش و
[١] يوسف، ٧٦.
[٢] نمل، ٥٠.
[٣] يونس، ٢١.
[٤] فاطر، ١٠.
[٥] فاطر، ٤٣.
[٦] انعام، ١٢٣.