آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٥٥ - ب -«استهزاء» و«خديعه» يا سخريه و نيرنگ
خداى از آن روى كه كافرند، ولى به پذيرش ايمان تظاهر مىكنند، همانند رفتار فريبكاران است. از سويى شيوه رفتار خدا با آنان، به مانند شيوه رفتار يك فريبنده است، زيرا خداى متعال، اجراى احكام اسلامى را به آنان امر كرده است، حال آنكه آنان در پيشگاه وى در شمار كافران شرور و اهل آتشند. رفتار مؤمنان با آنان به همينگونه است، چه آنكه مؤمنان، فرمان خداى متعال را نسبت به آنان گردن مىنهند و به احكام اسلامى عمل مىكنند.[١] به نظر مىرسد كه در تعبير رفتار آنان به «يخادعون» در اول آيه و به «يخدعون» در جمله بعدى، نكتهاى دقيق، نهفته است و آن اينكه آنان براى فريب دادن خدا و مؤمنان تلاش مىكنند، اما خدا و مؤمنان فريب نمىخورند و تلاش كافران به شكست مىانجامد و نتيجه نيرنگ به سوى خودشان بازمىگردد، زيرا آنانند كه بدين تصور كه كوششهاى آنان مؤثر افتاده است، در واقع فريب خوردهاند.
آنان نسبت به مسلمانان، نيرنگها به كار مىگيرند و در تظاهر به مسلمانى، كفر خود را پنهان مىكنند، بدين گمان كه با اين روشهاى شيطانى، مؤمنان را فريب مىدهند و به هدفهاى خود مىرسند. غافل از آنكه خداى متعال، دير يا زود، آنان را رسوا مىكند و نيرنگهاى آنان را يكى پس از ديگرى، به شكست مىكشاند. افزون بر آنكه زندگى آنان با نگرانى همراه است و هر صدايى را بر عليه خود مىپندارند:
يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ[٢] ولى مؤمنان، با اطمينان و آرامش، زندگى دلپذيرى دارند، چنانكه احكام اسلامى، نسبت به مؤمنان و منافقان يكسان پياده مىشود، حال آنكه مؤمنان، آن احكام را، با اميد و رغبت تمام اجرا مىكنند و منافقان به كراهت و مشقت، زيرا اعتقادى به آن ندارند، در حالى كه اين اعتقاد، انجام تكاليف را آسان مىكند: وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى.[٣] (آنگاه كه به نماز بايستند به حال بىميلى و كسالت بايستند.)
[١] تفسير كشّاف، ج ١، ص ٥٦- ٥٧، چاپ بيروت.
[٢] منافقون، ٤.
[٣] نساء، ١٤٢.