آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١١ - درس صد و بيست و ششم آيات متشابه سورههاى كهف تا نمل
انجام مىدهد و بدانچه اراده كند، فرمان دهد: كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ.[١] إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ.[٢] سرانجام اينكه عزت خدا، عزتى همراه با حكمت و عدالت است كه او عزيز حكيم است. عزيزى كه در برابر امرش مانعى نباشد و از انجام اراده خويش ناتوان نيست. حكيمى است كه جز صواب انجام ندهد و به غير حق فرمان ندهد و جز به راه راست هدايت نفرمايد.
پيروان مكتب عدل بر اين باورند كه چون خداى متعال به زشت بودن زشتيها داناست و مطلقا از انجام كار زشت بىنياز است، محال است كه كارى زشت از وى سر زند. بنابراين، مىدانيم آنچه خداى متعال انجام مىدهد، از روى حكمت و صواب است و با اين ويژگى، مجهولى در اين باره وجود ندارد تا براى روشن شدن آن به پرسيدن از او نيازمند گرديم. مگر اينكه پرسش براى آگاهى بيشتر و گستردهتر پيرامون چيزى باشد كه فاعل آن بدان دانا است.
مفسران در اين باره مىگويند: پرسش از انجام هر كار، عبارت است از درخواست ما از انجامدهنده آن كه چرا چنين كردى؟ پرسش به دليل مصلحتى است كه در آن كار نهفته است، بدين فرض كه براى پرسشكننده مجهول باشد. ولى پرسش درباره كارى كه- مصلحت آن آشكار و روشن است- از نظر عقلا بيهوده است.
خداى متعال از آنجا كه حكيم مطلق است- همان گونه كه خود، در جاهاى گوناگون در سخن خود، خويشتن را توصيف كرده است-، مقامش و كمال و صفاتش بالاتر از آن است كه از كار او پرسش شود. حكيم، آن موجودى است كه كارى را بدون مصلحتى انجام ندهد. بر خلاف غير حكيم كه ممكن است كارى بيهوده يا درست انجام دهد و كار او داراى صلاح يا فساد باشد. چنين كسى در مقام و شأنى است كه مىتوان از عملش پرسش نمود تا اگر عملش داراى مصلحت نباشد، او سرزنش يا عقاب شود.
«صدوق» در كتاب «التوحيد» از امام باقر (ع) روايت مىكند كه از آن
[١] آل عمران، ٤٠.
[٢] مائده، ١.