آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦١ - عرش و كرسى
عرش و كرسى
كلمه «عرش» بيش از بيست بار در قرآن تكرار شده است، حال آنكه ذكر «كرسى» جز يكبار نيامده است، در آيه ٢٥٥ سوره بقره عرش و كرسى دو چيزند يا يك چيز؟ حشويه از اهل حديث بر آنند كه «عرش» تخت پادشاهى خداى تعالى است كه او چهار زانو به آن نشسته است و «كرسى» دكّه يا سكوئى است در جلو عرش كه جايگاه قدم خداى تعالى است كه بر اثر سنگينى خدا همچون زين آهنين به صدا درمىآيد. آنان در اين باره احاديثى را نقل مىكنند كه بىهيچ تحقيق و تعميق به ظواهر آنها اعتماد كردهاند.[١] اما محققان و صاحبنظران، بر اين روايات كه با خود آدمى و مسلمات شريعت مخالفت دارد، خط بطلان كشيدهاند و عرش و كرسى را به علم و قدرت تفسير كردهاند، به مناسبتهاى آشكارى كه در همين آيات است و به استناد شواهدى از لغت و آثار پيشينيان:[٢] آنچه از مفاد آيات و روايات صحيح به دست مىآيد، عرش و كرسى تعبيرى است از معنى واحد و آن قدرت قاهره خداى متعال و علم گسترده اوست كه بر همه چيز احاطه دارد. جز اينكه «كرسى» تعبيرى است به خصوص از ملك و سلطنت خداى تعالى و «عرش» تعبيرى است از تدبير او نسبت به تمامى شئون آفريدگان.
بنابراين، «كرسى» كرسى ملك و «عرش» عرش تدبير است و هر دو اشاره دارد به گستردگى علم و عظمت قدرت خداى تعالى، چه لازمه قدرت گسترده و علم فراگير، ملكى است به وسعت آسمانها و زمين و تدبيرى كه تمامى عالم هستى را در بر گيرد.
ابن فارس مىگويد: «الكرسى» از ريشه عربى است و دلالت دارد بر نهادن چيزى روى چيزى و جمع اشيائى بر روى يكديگر. «الكراسه» مشتق از «الكرسى» است و نام مجموعه اوراقى است كه بر روى هم جمع آمده است (دفتر) كرسى به
[١] رجوع شود به: تفسير ابن كثير، ذيل تفسير آية الكرسى، ج ١، ص ٣٠٩- ٣١٠.
[٢] رجوع شود به: تفسير طبرسى( جامع البيان) ج ٣، ص ٨.