آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨٩ - درس صد و بيست و پنجم آيات متشابه سوره اسراء
(خضر و موسى) در آن قريه ديوارى را يافتند كه نزديك به انهدام بود». كه در اينجا خواست و اراده و قصدى در كار نيست و فقط اقتضاى واقع امر است و در آيه مورد گفتگو نيز واقعيت شوم آنان، مقتضى هلاكت و نابودى قريه است.
بنابراين، معنى آيه اين است، هنگامى كه وقت نابودى جامعهاى فرارسد، خدا بر پايه واقعيت آن جامعه،- كه مقتضى نابودى و هلاكت است- فرودآمدن عذاب را براى آنان اراده مىكند و نشانه آن، طغيان و سركشى و آشكار ساختن گناه و فسق و فجور توانگران بزرگ و رهبرانى مورد پيروى آن جامعه است. در چنين شرايطى است كه عذاب آنان رخ خواهد داد.
و جمله أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها. بدين معنى است كه نشانه نابوديشان، اينكه به هر چه آنان را امر كرديم، با امر ما به مخالفت برخاستند و از فرمان سرپيچيدند و در مخالفت با نشانههاى هدايت و رستگارى راه پيمودند.
با توجه به آنچه گفته شد، وقتى مىبينيد كه بىحرمتى و بىاعتنايى به مقدسات شريعت بر جامعهاى چيره شد و فساد و فحشاء ميان آنها گسترش يافت، بدانيد بلاها و نابسامانيها بدان جامعه روى خواهد آورد و نابودى و نيستى آنان را فرا مىگيرد.
همان گونه كه گفته مىشود: «اذا ارادت السماء أن تمطر تغيمت.» آنگاه كه زمان بارش باران نزديك مىشود، نشانه آن اين است كه ابرها آسمان را فرا مىگيرند.» اين است آن معنايى كه پس از انديشيدن و تفكر بدون هيچ تكلفى در تعبير و تفسير آن از تعبير ظاهر آيه، بدست مىآوريم. اين معنى بر هر صاحبنظرى كه به دقت در جوانب آيه بنگرد، پوشيده نيست.
بيشتر مفسران پيشين و متأخر نيز همين معنى را برگزيدهاند، زيرا بر اين باورند كه امر، ناظر به طاعت است و نه امر به فسق. همان گونه كه گفته مىشود: «أمرته فخالف.» به او امر كردم، و او مخالفت كرد.» و «دعوته فأبى». او را دعوت كردم، او خوددارى ورزيد.» «ابو جعفر طبرى» پس از نقل رواياتى در تأويل آيه و پس از گفتن اينكه ضبط كلمه به صورت «امرنا» به قصر و تخفيف، درست است، مىگويد: