آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩١ - درس صد و بيست و پنجم آيات متشابه سوره اسراء
و «قرائت» در اين دو جمله، مقدّر بدانيم، و لازمه آن، اين است كه براى مخاطب، علم غيب، قائل باشيم.
جمله مورد گفتگو، با جملههايى مانند «أمرته فعصانى.»- او را امر كردم پس نافرمانى كرد.» و يا «امرته فلم يمتثل امرى».- به او امر كردم، ولى امر مرا انجام نداد». قابل سنجش نيست، زيرا در اين جملهها، نافرمانى و انجام ندادن امر، منافى و متناقض با امر است و آنچه ناقض امر است نمىتواند موضوع امر باشد و بر اين پايه، محال است كه مورد قصد قرار گيرد تا اينكه نشاندهنده موضوع امر تصوّر گردد. بنابراين در جملههاى مذكور، موضوع امر معلوم نيست و مورد قصد و نيّت گوينده نيز نمىباشد، زيرا آنكس كه بدين جملهها سخن گويد، براى امر خود، موضوعى در نظر نگرفته است.
[مىپرسم:] به چه چيز امر كرده است كه مأمور، از آن سرپيچيده است؟ و [در پاسخ] گويى كه مىگويد: «كان منّى امر فلم تكن منه طاعة.»[١]- امر از من بود و اطاعت از او نبود.» و بدان گونه است كه كسى بگويد: «فلان يعطى و يمنع و يأمر و ينهى.- فلان كس مىبخشد و منع مىكند، امر مىكند و نهى مىكند. بدون قصد اينكه چه چيزى را مىبخشد و از چه منع مىكند، به چه چيز امر مىكند و از چه نهى.
اگر گفته شود: اصلى ثابت است كه خداى متعال، به فحشاء امر نمىكند، بلكه امر او متوجه خوبى و راه راست است. و آيا اين خود دليل نيست بر اينكه مقصود اين است كه ما آنان را به خوبىها امر كرديم و آنان به فسق و گناه دست زدند؟
[١] آنكس كه كلمه« الطاعة» را مقدر مىداند، مقصودش اين است كه من او را به چيزى امر كردم كه اطاعت را ايجاب مىكند، ولى او نافرمانى كرد. و مقصود او اين نيست كه او را به خود اطاعت، با امر كردم، زيرا امر به اطاعت بايد با لفظ« أطع» باشد، و پيش از آن امر ديگرى باشد كه به چيز ديگر تعلق داشته باشد. با اين توضيح، موضوع امر در آيه، نه مقدّر است و نه منوى[ در نيت] و مقصود، تنها صرف توجه امر، نسبت به آنان است، امر به آنچه وجوب فرمانبردارى و قيام آنان را به انجام وظائف و تكاليفى كه براى آنان مقرر گرديده است، ايجاب مىكند. ولى آنان، آن همه را رعايت نكردند و در جهت معكوس و مخالفت با آنها اقدام نمودند و مانند جملههاى« دعوته فأبى» و« أمرته فعصى» است.