آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٥٧ - ب -«استهزاء» و«خديعه» يا سخريه و نيرنگ
«سيد قطب»: «همچون موشهاى بيچاره در تله افتاده به اين در و آن در مىزنند، غافل از دست نيرومندى كه در كمين آنهاست. و اين است آن استهزاى هولناك كه نه همچون استهزاى بىاثر و ناچيز آنان است:
وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ. اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ.[١] منافقان چون با شيطانهاى خود خلوت كنند گويند ما باطنا با شما هستيم جز اينكه مؤمنان را استهزاء مىكنيم. خدا به آنها استهزاء كند، و آنان را در گمراهى رها كند كه (در بيابان گمراهى) حيران و سرگردان باشند».
اين واكنشى طبيعى در برخورد با منافقان است و خداى متعال گرچه هيچكس را فريب نمىدهد و انسانى را به مسخره نمىگيرد، ولى نيرنگ و حيله خائنان را به خود آنان بازمىگرداند، آن گونه كه هدفهاى آنان را دگرگون و اميد آنان را به نااميدى مبدل كند و سرانجام آنچه نمىخواهند به دست آيد.
«زمخشرى» در اين باره مىگويد: «استهزاى خداى منّان نسبت به منافقان، به معنى خوارسازى و موهون كردن آنان است، زيرا منظور كسى كه ديگرى را به مسخره مىگيرد، خفت و خوارى آنكس و حقير شمردن اوست. در سخن خدا طعن و تمسخر نسبت به كافران بسيار است و مقصود از آن همه تحقير شأن و سبك شمردن كار آنان است و يادآورى است بر اينكه در سخن خدا از «جزاى استهزاء» به «استهزاء» تنها نام برده شده است. همان گونه كه در آيه ٤٠ سوره شورى مىبينيم:
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها.
كيفر بدى، بدى مانند آن است.
و نيز در آيه ١٩٤ سوره بقره:
فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ.
هركس به ستمكارى شما دست دراز كند، او را به مقاومت از پاى درآوريد به قدر ستمى كه به شما رسيده است.
[١] بقره، ١٥.