آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣٩ - ٧ - آزمايش داود
به ترس و بيم دچار آيد، تسلط بر خود را از دست مىدهد و چه بسا بدون انديشه و تدبير، تصميمى بگيرد. به همين علت است كه از آداب قضاء، اين است كه قاضى به هنگام قضاوت، در نگرانى و شرايط ناخوشايند نباشد و انديشه او به امر ديگرى مشغول نباشد و به ويژه آنكه در معرض ترس و بيم قرار نگيرد.
دوم- طرح دعوا بدين صورت فريبنده است- كه فرد مدعى عليه مىگويد: او تنها داراى يك ميش است و طرف او داراى نود و نه ميش مىباشد. و در همان حال، فرد داراى ٩٩ ميش بر آن است كه اين يك ميش ديگرى را بدون هيچ علت معقولى به ميشهاى خود بيفزايد. جز اينكه بدين نسبت بالا، او مالكيت بيشتر دارد. شك نيست كه اگر دعوا به صورتى باشد كه طرح شده است، صددرصد، حق با مدعى است و مدعى عليه نسبت به مدعى متجاوز به شمار مىآيد. شايد طرح دعوا بدين گونه نيز براى آزمايش «داود» بوده است كه روشن گردد آيا اين دعواى فريبنده او را تحت تأثير قرار مىدهد يا نه؟ و آيا اين داورى، عواطف او را بر ضد طرف برمىانگيزد يا خير؟ و اگر او بتواند بر عواطف خود چيره گردد، هنوز شايستگى قضاوت و عدالت را- كه خدا اراده كرده است- بدست نياورده است.
سوم- سكوت مدعى عليه [فرد داراى يك ميش] در برابر جوّى كه طرف او به وجود آورده است، به اضافه عوامل ديگر، موجب صدور رأى بر ضد او بوده است.
ولى «داود» پس از آنكه با شتابزدگى اين رأى را صادر نمود، بىدرنگ به عقل خود رجوع كرد و به كمك نور الهى دريافت كه اين شتابزدگى شايسته او نبوده است و مىبايد سخن طرف ديگر را [فرد داراى ٩٩ ميش] نيز مىشنيد، شايد كه او دليلى بر رد ادعاى مدعى مىداشت. بدين علت است كه او بر اين رفتار شتاب زده استغفار مىكند، هر چند كه گناه به شمار نمىآيد، زيرا حكم او حكم قضايى نبوده است، بلكه اظهار رأى شخص ى در ازاى دعواى مطروحه به فرض صحت آن بوده است.
اين پديده چيزى جز رحمت خداى متعال و عنايت خاص او نسبت به «داود» نيست و مقدمهاى براى خلافت او در زمين است كه در آيهاى پس از آيات پيشين بدان تصريح شده است: