آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٠ - جبريه
خاص آنان وجود دارد؟ اين پرسش، آنان را از دادن پاسخى قابل قبول، ناتوان كرده و در تنگناى سختى قرار داده كه راه رهايى آن را نمىدانند. عبارات صريح «اشعرى» در جبر و سلب اختيار از انسان چنين است:
«همه چيز [منوط] به مشيت خداست. هيچكس نمىتواند كارى را انجام دهد، پيش از آنكه خداوند، آن را انجام دهد و انسان بىنياز از خدا نيست و نمىتواند از تحت سيطره او بيرون آيد. آفريدگارى جز خداوند نيست و اعمال بندگان، آفريده قدرت اوست، همان گونه كه خداوند گفته است: خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ (او شما و آنچه را كه انجام مىدهيد، آفريده است).
خداست كه مؤمنان را به فرمانبردارى از خود، موفق كرده و آنان را مورد لطف و عنايت قرار داده و آنان را به سرزمين رستگارى و صلاح و هدايت رهنمون شده است.
بر خلاف گمان كجدلان و طغيانگران، اوست كه كافران را، گمراه كرده و از هدايت آنان سرباززده و آنان را مورد لطف خود قرار نداده است. اگر آنان را مورد لطف خود قرار داده و اصلاح و رستگار كرده بود، در شمار صالحان مىبودند و اگر آنان را هدايت كرده بود، از هدايتشدگان به شمار مىآمدند. خداست كه مقدّر مىكند كافران اصلاح شوند تا از مؤمنان به شمار آيند، ولى او اراده كرده كه آنان كافر باشند. او آنان را خوار كرده و بر دلهاشان مهر نهاده است».[١] هم او در كتاب «مقالات» مىگويد: در زمين، هيچ نيكى و بدى نيست، مگر آنكه خواست خداست و انجام همه چيز به مشيت اوست، همان گونه كه خودش گفته است: «و ما تشاءون إلّا أن يشاء اللّه». (شما نمىخواهيد، مگر اينكه خدا بخواهد) و همان گونه كه مسلمانان معتقدند كه آنچه خدا خواسته، پديد آمده و آنچه نخواهد، پديد نخواهد آمد. نيز معتقدند كه هيچكس به انجام كارى پيش از آنكه خداوند آن را انجام دهد، قادر نيست و هيچكس، قدرت رهايى از سيطره دانش خدا را ندارد و نمىتواند كارى را انجام دهد كه خداوند مىداند آن را انجام نخواهد داد. تا آنجا كه مىگويد: «خداوند اراده كرده است كه كافران كفر بورزند و اوست كه آنان را خوار و
[١] الابانة، ص ٦- ٧.