آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣٦ - ٧ - آزمايش داود
خداوند درخواست آمرزش مىكند. هارون گمان داشت كه واكنش قاطعانه او در برابر مردم، صفوف آنان را مىپراكند و چه بسا موجب آشوب و فساد و خونريزى گردد.
بنابراين، سكوت پيشه كرد تا موسى بازگردد كه او به اخلاق و آداب و رسوم قوم خود آشنايى بيشترى داشت. اين نكات، اگر اجمالا عذرى به شمار آيد، عذرى نيست كه كاملا پذيرفتنى باشد و به همين علت، رفتار «موسى» با برادرش در چنين موقعيتى، نسبت به او ستم به شمار نمىآيد، آن گونه كه برخى مىپندارند. اين مطلب بر آن كسى- كه در همه جوانب اين رويداد بنگرد و به گونه عميق آن را بررسى كند- پوشيده نمىماند.
٧- آزمايش داود
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ. إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ. قالُوا: لا تَخَفْ، خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ، فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ. إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ، فَقالَ: أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ. قالَ: لَقَدْ ظَلَمَكَ، بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ. فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ.[١] اى رسول ما آيا حكايت آن دو (فرشته بصورت) خصم به تو رسيده است كه از من، بالاى غرفه عبادتگاه (داود بىاجازه) بر او وارد شدند. هنگامى كه به محراب داود داخل شدند، و او سخت هراسان شد. آنان بدو گفتند: مترس ما دو تن خصم يكديگريم كه بر هم ستم كردهايم (و به قضاوت پيش تو آمدهايم) ميان ما به حق حكم كن و به هيچيك جور و طرفدارى مكن و ما را به راه راست دلالت فرما. اين برادر من داراى نود و نه رأس ميش است و من يك ميش دارم. اين يك را هم گفته به من واگذار و با من به قهر و غلبه (و تهديدآميز) خطاب كرده. داود گفت: البته (به حكم حق) بر تو ظلم كرده كه خواسته است يك ميش ترا به نود و نه ميش خود اضافه كند و بسيار معاشران و شريكان در حق
[١] ص، ٢١- ٢٥.