آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٢ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ تُشْرِكُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ؟ قالُوا: ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئاً.[١] آنگاه به مشركان گويند: كجا رفتند معبودان باطلى كه شريك خدا مىشمرديد؟. و از خدا روى گردانيديد. آن مشركان جواب گويند: آن بتها همه از نظر ما محو و نابود شدند بلكه (در مقام انكار برآمده كه) ما از اين پيش، چيزى را به خدايى نپرستيديم.
همان گونه كه مىبينيم آنان پس از اقرار به پرستش بتها در نهايت وقاحت، پرستش بت را تكذيب مىكنند، و در پيشگاه پروردگار جهانيان- كه چيزى در آسمانها و زمين بر او پوشيده نيست- اين چنين به دروغ سخن مىگويند.
«جبايى» درباره اين آيه مىگويد: «مقصود اين است كه علاقه ما به لذتهاى نامشروع و انجام كارهاى ناشايست، ما را بدين شقاوت مىكشاند و آنگاه نام مسبب را بر سبب مىنهيم و اين از مقوله عذر خواهى آنان نيست زيرا مىدانند كه در اين امر عذرى ندارند، ولى از مقوله اقرار به اتمام حجت خدا بر آنان، نسبت به كارهاى ناشايست آنان است».
«قاضى» بر اين باور است: «آيه دلالت دارد كه آنان عذرى جز اعتراف به تقصير ندارند، و اگر كفر آنان، آفريده خداى متعال و به اراده او بود و آنان به اين امر آگاه بودند، قهرا چنين عذرى را دستاويز قرار مىدادند، عذرى قابل قبول».
«فخر رازى» بر پايه مذهب جبر، سخن «جبايى» و «قاضى» را ردّ مىكند و مىگويد: «خواستن لذات نامشروع، گرچه به اختيار آنان است، ولى اختيارى حادث است، و هر حادثى به علتى خارج از ذات خود نياز دارد و اين علت جز اراده قديم خداى متعال نيست». وى بر اين گفته خود استدلال مىكند و مىگويد: «هر شىء حادث به علت نياز دارد و اين سلسله علل به ذات مقدس خدا منتهى مىشود». و اين روش، شيوه خاص «فخر رازى» است كه بازگشت علل موجودات- حتى كارهاى اختيارى آدميان- به اراده ازلى خداى متعال است.
پيروان عدل [شيعه]، اين گونه دليلتراشيها را- كه به سفسطههاى
[١] غافر، ٧٣- ٧٤.