آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠٢ - درس صد و سى و ششم عصمت و تنزيه پيامبران(١)
موجب نفرت مردم از اوست. افزون از بىاعتمادى از كسى كه به انجام گناه و خطا، مجاز است. گناهى همانند دروغ و ديگر زشتيها. در نتيجه، كسى كه بدين ويژگيها شناخته شود، پيروى همگانى مردم از او، براى وى بدست نمىآيد: از آنجا كه پيروى از رفتار و سخنان پيامبر بر امت واجب است: اگر فرض شود كه وى كار ناشايستى را انجام دهد، آيا امت بايد از او پيروى كنند يا تمرّد؟ اگر او را در گناه پيروى كنند، رفتارشان، نقض غرض پيامبرى و رسالت است. اگر مردم از دستورات چنين پيامبرى، سركشى كنند، موجب تحقير شأن او و دگرگونى موقعيت اوست كه او بايد مردم را از انجام كارهاى ناشايست نهى كند، حال آنكه مردمند كه او را از كارهاى زشت نهى مىكنند. در اين هنگام، چه زشت است كه آمر به معروف، خود، معروف و نيكى را ترك كند و ناهى از منكر، منكر و زشتى را به جاى آورد!:
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ.[١] آيا مردم را به نيكى فرمان مىدهيد و خود را فراموش مىكنيد؟ حال آنكه شما كتاب خدا را مىخوانيد آيا تعقل نمىكنيد؟.
شيعه اماميه بر اين باور است كه اين استدلال، شامل حال پيامبر- چه پيش از پيامبرى و چه پس از آن- است، بدون آنكه بين خطاها فرقى قائل باشد، خواه خطا كوچك باشد خواه بزرگ. زيرا گناه و خطا چه بزرگ و چه كوچك، موجبات بىاعتمادى و نفرت مردم را فراهم مىآورد.
ما در اينجا به گفتگو پيرامون موضوع عصمت نمىپردازيم، زيرا از موضوع كتاب ما بيرون است و تنها بر آنيم درباره شبهاتى- كه اصحاب حشو از مسلمانان و ديگرانى كه ملحدند به وجود آوردهاند، گفتگو كنيم. آنان انجام گناهان و خطاها را، حتى در هنگام بعثت پيامبران، نسبت به آنان جايز مىدانند و بر اثبات آن، آياتى از قرآن را دستاويز قرار دادهاند كه گمان دارند به درستى عقيده آنان صراحت دارد و اباطيلى را بر آن مىافزايند كه آن همه در اسرائيلياتى است كه به روزگار فرمانروايى امويان رواج دادند و به نيروى ثروت و شمشير در تفسير قرآن درآوردند.
[١] بقره، ٤٤.