آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٦ - درس صد و يازدهم خدا و اعضا و اندامها
كردهاند، اعتقاداتشان برگرفته از اسلام است، حال آنكه خود از اعتقاد به تشبيه و تجسيم به دور نيستند. نهايت اينكه اعتقادات خود را نيرنگ با حيله و نيرنگ و در پردهاى از ابهام بيان كرده و چهره نورانى اسلام را آلوده مىكنند و موجب گمراهى خود و ديگران مىشوند. اينان همان «اشاعره» و پيروان آنانند كه بدون هيچ تحقيق و بررسى از پيشينيان پيروى مىكنند. اگر به آنان گفته شود: از آنچه خداوند فروفرستاده است پيروى كنيد، گويند: ما از آنچه پدرانمان بر آن بودهاند، پيروى مىكنيم. آيا چنين نيست كه پدرانشان در هيچچيز انديشه نمىكردند و راه را نيافتند:
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ[١] در اينجا گوشهاى از ترجمه سخنان «ابو الحسن اشعرى» و پيروان او در زمينه اثبات رخسار چشم، دست، پا و ديگر اعضا و اندامها براى خداى سبحان- كه با دستاويز قرار دادن ظاهر متشابهات و بدون توضيح چگونگى آن و به گمان خود، بدون تشبيه به آفريدهاى از آفريدگان بيان كردهاند، به همان گونهاى كه عين گفته «داود جواربى» را بازگو كرديم- بازگو مىكنيم. او (ابو الحسن علىّ بن اسماعيل اشعرى) مىگويد:
«از خدا هدايت مىخواهيم و به او اكتفا مىكنيم كه هيچ قدرتى بجز قدرت خداوند نيست و او پناه همگان است. اگر كسى از ما بپرسد: آيا شما معتقديد كه خداى سبحان داراى چهره است؟ در پاسخ او گفته مىشود: آرى، ما بر خلاف بدعتگذاران بر اين باوريم و گفته خداى متعال، در آيه ٢٧ سوره الرّحمن دليل بر آن است كه مىگويد: وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ (و ذات پروردگار تو باقى مىماند كه داراى عظمت و بزرگى است.) اگر بپرسيد: آيا شما بر اين باوريد كه خداى متعال داراى دو دست است؟
مىگوييم: چنين است و اين است دلايل آن
[١] بقره، ١٧٠.