آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٢ - درس صد و سى و سوم احباط، تكفير و موازنه
اين گفتگو ارتباط دارد- ضرورى است و آن موضوعات چنين هستند:
١- پاداش هر عمل، از روى استحقاق است يا قرار داد؟
به سخن ديگر، فاعل هر فعل، سزاوار جزاى آن است يا اينكه جزاى آن صرفا بر پايه وعده ثواب و تهديد به عقاب است؟
نظر درست، نظر نخست است، زيرا وقتى بنده، بر طبق دستور مولا و سرور خود، كارى را انجام مىدهد، در برابرش، پاداش و مزدى به وى تعلق مىگيرد، اگر چه مولا و سرور از روى تفضل، نعمتهاى بسيارى را به بنده خود بخشيده باشد، زيرا آن همه نعمتبخشى، تفضل محض است و به ازاى كارى نيست. به ويژه اگر در تكليف و انجام امر رنج و دشوارى باشد، براى صاحب فضل شايسته نيست تا كسى را- كه برخوردار از فضل او بوده است- بدان سبب كه به وى نعمت داده است، او را به مشقت بيندازد، بدون آنكه خود را ملزم بداند كه در برابرش مزد و پاداشى براى وى قائل باشد.
درستى اين نظريه روشنتر است، وقتى بدانيم كه جزاى اعمال، چيزى جز تجسم همان اعمال نيست كه به صورت پاداش يا كيفر مجسم مىشود. اعمال نيز به نوبه خود، انعكاسهاى نفسى پاك و طيّب و يا ناپاك و پليد است كه به صورت عمل تجلى مىكند. هر چند كه با نوع تربيت و تمرين، اين اعمال داراى انعطاف و قابل تبديل به يكديگرند.
بنا بر آنچه گذشت، فرد نيكوكار و فرمانبردار از دستور مولاى خود، شايسته و سزاوار پاداش و مزد است و وعده ثواب، تأكيدى بر پاداش و تعيين ميزان آن است، نه اينكه پاداش به شمار آيد.
همچنين انسان داراى كردار بد، سزاوار عقوبت است و عقوبت او از جنبه تهديد صرف نيست و چه بسا بر استحقاق چنين كس، اجماع است، زيرا هم سركش است و هم نعمتهاى مولاى خود را كفران كرده است.
٢- آيا ثواب و عقاب، ابدى و هميشگى هستند؟ و ثوابى نيست مگر آنكه دائم است و عقوبتى نيست مگر اينكه جاويد و باقى است؟