آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠٨ - ١ - خطاى آدم(ع)
شقاوت و در نتيجه هلاكت است، چيست؟
ظلمى اين چنين، ظلمى نسبت به ساحت قدس خداى متعال و هتك حريم او و تجاوز به حدود الهى است:
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.[١] اين ظلم با ظلم به خود، منافى نيست:
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ.[٢] كسانى كه از احكام خدا سرپيچند، آنها به حقيقت، خود ستمكارانند.
زيرا آنكه نسبت به حقوق مولاى خود ستم كند، در نهايت به زيان خود او مىانجامد.
اين ستم زشت، بر تكليف خداى متعال مترتب است و ستمى است كه با خدايى و سرپرستى او در ستيز است، زيرا خداى متعال آن تكليف را وضع كرده و مكلفان را به امتثال آن ملزم نموده است، اعم از آنكه آن را بپسندند يا نه. اگر مكلفان خود را بر انجام آن ملزم ندانند، كيفر و مجازات سخت آنان را به دنبال دارد.
ولى ستمى كه درباره آدم، بدان تعبير شده است، از گونه ستم مورد گفتگو نيست، بلكه صرفا ستم كردن به خود است:
قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ.[٣] در اينجا امر خدا تكليف الهى از جنبه سرپرستى نيست، بلكه صرفا راهنمايى به مصلحت شخصى است و ذاتا مربوط به شخص است و بازگشت نتايج آن- و رنج و ناراحتى حاصل از آن- به همان شخص خواهد بود.
بنابراين، ستم آدم و حوا، نسبت به خودشان، موجب دورى از ساحت قدس خداى متعال نيست، زيرا نافرمانى در پيشگاه او شمرده نمىشود و موجب سقوط آن دو از موقعيت و جايگاه والاى معنوى- يعنى خلافت خدا در زمين- نيست.
[١] بقره، ٢٢٩.
[٢] طلاق، ١.
[٣] بقره، ٢٣.