آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٦ - كراميه
حمل مىكنند.»[١]
كراميّه
«كراميّه» پيروان «محمد بن كرام» هستند. او از سرزمين سيستان بود كه به شهر نيشابور رفت. ادعاهايى بر خلاف معمول داشت كه آنها را ظاهر شريعت تصور مىكرد. دعوت او به شكل دعوت پيشينيان بود. «سلطان محمود»، او را كمك كرد و بخصوص بر شيعيان و «معتزله» مصائبى بسيار وارد آورد. «شهرستانى» مىگويد:
مردى متظاهر به زهد، از سيستان ظهور كرد كه او را «ابو عبد اللّه محمد بن كرام» مىناميدند. او از هر مذهبى سخنانى سست و خرافه گرفت و در كتاب خود گرد آورده بود و در غرجه و عور و اطراف خراسان، ميان مردمى كه در پى هر صدايى مىرفتند، رواج مىداد و اين خود مذهبى به شمار آمد. پيروان او در خراسان، بالغ بر ٢٠ هزار تن و در سرزمين فلسطين نيز به همين تعداد بودند.[٢] هم او در جاى ديگر از كتاب خود مىگويد:
«ما آنان را از «صفاتيه» به شمار آوردهايم، زيرا در شمار كسانى هستند كه معتقد به صفاتند. جز اينكه در اين رهگذر و در نهايت به تجسيم و تشبيه رسيدهاند و طوايفى هستند كه به ١٢ فرقه تقسيم شدهاند».
«از سخنان «محمد بن كرام» است كه معبود او بر عرش مستقر است و ذاتا در جهت بالاى آن، بر او اسم جوهر نهاده و او را مماسّ با صفحه بالايى عرش مىداند و انتقال از آن مكان و نزول او را جايز مىشمارد. برخى از آنان با كلمه «جسم» از او نام مىبرند و هواخواهان آنان مىگويند: منظور ما از جسم، اين است كه او قائم به ذات خويش است.
آنچه كه همه طوائف كراميه در مسئله اثبات صفات، بر آن اتفاق دارند، اين است كه او عالم به علم و قادر به قدرت است و حىّ به حيات است و خواسته او به مشيت اوست و همه اين صفات، قديم ازلى قائم به ذات اوست و چه بسا كه سمع و
[١] ملل و نحل، ج ١، ص ١٠٥، ١٠٦، و ١٠٨.
[٢] ملل و نحل، ج ١، ص ٣١ و ١٠٨.