آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨١ - درس صد و سى و پنجم«تكفير» بين عموم و خصوص
گناه به گناهان خود اضافه كردى!» امام (ع) مىگويد: «وى بدگويى مرا آغاز كرد و من او را رها كردم و بازگشتم.» امام در پايان نقل اين داستان مىافزايد: تأويلى اين چنين زشت و نادرست، موجب گمراهى است.»[١] بنابراين از تأويل آنچه در كتاب و سنت آمده است- و ظاهر آن از عموميت «تكفير» (نابودى كردار بد بوسيله كردار نيك) حكايت مىكند- گريزى نيست.
تأويل به اينكه «تكفير» خاص برخى از گناهان است، مانند گناهان صغيره يا گناهانى كه فرد انجامدهنده آن از انجامش پشيمان شود كه اگر گناهكارى اين چنين، عمل نيكى را مانند نماز و صدقه در راه خدا انجام دهد، مىتوان گفت كه اين كارهاى نيك از موجبات قبول توبه او مىتواند باشد.
ولى اينكه مطلق كردار نيك، كفاره مطلق گناهان باشد- گناهى بزرگ يا كوچك كه فرد انجامدهنده آن از انجام آن پشيمان باشد يا نه، به ترك آن تصميم گيرد، يا به انجام آن پافشارى كند- براى ما پذيرفتنى نيست، تا هنگامى كه مذهب ما قائل به عدل و حكمت در افعال خداست.
اينك آياتى كه پيرامون «تكفير» و «نابودى كردار بد بوسيله كردار نيك» سخن مىگويد:
١- وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ.[٢] (نماز را در دو طرف روز و پاسى از شب بپاداريد، بىشك خوبىها، بديها را از بين مىبرد. اين پندى براى پندپذيران است.)
[١] وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٣٢٧- معانى الاخبار، صدوق، ص ١٤- تفسير منسوب به امام عسكرى، ص ١٦، احتجاج طبرسى، ج ٢، ص ١٢٩- ١٣٠ قابل يادآورى است كه اين داستان به بحث ما ارتباطى ندارد و دليلى بر درستى آن نمىتواند باشد، زيرا بحث از نابودى بديها بهوسيله نيكيها است، حال آنكه صدقه دادن مال دزدى، كار نيك به شمار نمىآيد، بلكه گناه و كار بدى است. در واقع سالبه به انتفاى موضوع است- مترجم.
[٢] هود، ١١٤.