آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٠ - درس صد و پنجم رؤيت
پروردگارمان. او مىگويد: منم پروردگار شما. آنگاه مىگوييم: ترا ببينيم. او در برابر ما تجلّى مىكند و مىخندد. سپس به دنبال او به بهشت مىرويم. نيز از «ابو بكر» در تفسير گفته خداوند: لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ روايت كرده كه مقصود، نظر به رخسار خداوند است[١] و سخنان پوچ و اباطيلى ديگر كه به ساحت مقدس پيامبر (ص) و صحابه بزرگ وى نسبت داده است كه اين همه را، ارباب حديث «حشويه» گرد آوردهاند.[٢] «اشاعره» براى پوشش عقيده خود، به سفسطه ديگرى متوسل شدند كه در واقع، شعار مذهب آنان است و آن اينكه مىگويند: «خداوند ديده مىشود، بلا كيف. و او را رخسارى است بلا كيف و دستى است بلا كيف ... و اين، براى گريز از پاسخ دادن به پرسشى است كه متوجه آنان است كه: خداوند چگونه ديده مىشود؟ آيا ديدن خداوند هم، مانند ديدن ما است؟ هدف پرسشكنندگان، اين بوده كه آنان را در تنگناى عقيده به تجسيم و جهت و اشاره قرار دهند و آنان براى رهايى از اين تنگنا مىگفتند: از خدا به وسيله كيف و چگونگى پرسش نمىشود» و از اينجا «معتزله» به هجو و بدگويى از آنان پرداخته كه اين گفتهاى بىدليل است و روايتى بدون درايت است. «زمخشرى» مىگويد: «شگفتانگيز است كسانى كه به اسلام و اهل سنت و جماعت منتسب هستند (اشاعره)، چگونه اين موضوع (امكان ديدن خدا) را مذهب خود قرار دادهاند. مبادا تشبث آنان به بلكفه (مخفف «بلا كيف» «بدون چگونگى و كيف بودن خدا» مصدر جعلى مانند بسمله) براى پوشاندن [حقيقت] اين مذهب ترا بفريبد كه اين سخن آنان از دامهاى بزرگان اين مذهب است. چه درست است، آنچه برخى از «عدليّه» درباره آنان گفتهاند: گروهى كه هواى نفس خود را- براى گروهى همچون چارپايان- سنّت مىنامند، خداى متعال را به آفريده او تشبيه مىكنند و چون از سرزنش مردم مىهراسند، آن را به بلكفه مىپوشند»[٣].
[١] رسالة الردّ على الجهمية، دارمى، ص ٤٥- ٥٨.
[٢] ر. ك: تفسير طبرى، ج ١١، ص ٧٣- ٧٥- الدّر المنثور، ج ٣، ص ٣٠٥- ٣٠٧.
[٣] ر. ك: تفسير الكشاف، ج ٢، ص ١٥٦، ذيل آيه ١٤٣ از سوره اعراف.