آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٨ - درس صد و پنجم رؤيت
كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (نه چنين است، اينان در آن روز از پروردگارشان محجوبند) چه اين كافرانند كه از رؤيت و ديدن او محروم و محجوبند و نه مؤمنان».
٨- او به حديثى از پيامبر (ص) نيز استدلال مىكند كه مىگويد:
«ترون ربّكم كما ترون القمر ليلة البدر لا تضارّون ليلة البدر»
(پروردگار خود را مىبينيد، همان گونه كه ماه را در شب بدر و در ديدار او، زيانى يا اضطرابى به شما دست نمىدهد) و مىگويد: اين حديث متواتر است.[١] ٩- «اشعرى» مىگويد: «دليلى ديگر بر امكان رؤيت، اين كه: غير از معدوم، موجودى نيست، مگر اينكه ممكن است خداوند آن را به ما نشان دهد.
بنابراين، چون خداى متعال موجودى ثابت است، محال نيست كه خود را براى ما نمايان كند. همچنين خداى متعال، اشياء را مىبيند و ممكن نيست كسى اشياء را ببيند، مگر اينكه ممكن باشد خود را نشان دهد و وقتى خداوند خود رؤيتكننده است، جايز و ممكن است كه خود را نيز ارائه دهد. همان گونه كه چون خداى متعال عالم به اشياء است، عالم به خود نيز هست و چون به نفس خود عالم است، جايز و ممكن است، ما را نسبت به آن تعليم دهد.» وى مىافزايد: كسى كه گمان مىبرد، ديدن خدا با ديدگان ممكن نيست، لازمه گمان او اين است كه خداوند، نه رؤيتكننده باشد و نه عالم و نه قادر، زيرا ديدار و رؤيت عالم، قادر و رؤيتكننده، جايز و ممكن است و خود گفته است: إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى[٢] (من با شما هستم مىشنوم و مىبينم).
[١] « تفتازانى» مىگويد:« ٢١ نفر از اكابر صحابه، اين حديث را روايت كردهاند( شرح العقائد النسفيّة، ص ٥٨). كلمه« لا تضارون» بر حسب ضبط« مسند احمد»( ج ٣، ص ١٦) است و« اعمش» مىگويد: به معنى« لا تضارون» است. در روايت بخارى در جامعه( ج ١، ص ١٤٥، باب ١٦ و ص ١٥٠، باب ٢٦ از مواقيت) اين كلمه« لا تصامون» ضبط شده و در نسخهاى« لا تضاهون» آمده است.« ابن اثير» مىگويد:« لا تضامون»( به تشديد) به اين معنى است كه در رؤيت خداى متعال، مزاحم يكديگر نخواهيد بود.« امام رازى» نيز مانند اين ادلّه را به نقل از اصحاب خود( اشاعره) نقل كرده است( تفسير كبير، ج ١٣، ص ١٣١- ١٣٢).
[٢] طه، ٤٦.