آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٧٨ - درس صد و بيست و چهارم آيات متشابه سورههاى يوسف، رعد، ابراهيم، حجر و نحل
١٣٠- آيه ٤٧، سوره حجر: وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ.- و آنچه از كينه و دشمنى در سينههاى ايشان است بيرون كشيم كه بر تختهاى روياروى هم برادران يكديگر باشند».
اين براى ثواب و پاداشى الهى است كه دلهاى اهل بهشت را از پليديها و دشمنىهاى دنيوى پاك كند، دشمنهايى كه در سراى ديگر زمينه ندارد: جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً.[١]- خداوند، پاداش آن صبر كاملشان، باغ بهشت و لباس حرير بهشتى لطف فرمود.» ١٣١- آيه ٦٠، سوره حجر: إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ.- مگر زن او را كه مقدر كرديم او از بازماندگان باشد.» آيه درباره زن لوط است كه با توجه به آيه پيشين، نمايانگر آن است كه خاندان لوط را نجات داديم، مگر زن او را كه از نخست مىدانستيم، با لوط همراه نشود و در شمار اهل هلاكت باقى مىماند. بنابراين، مفهوم آيه آگاهى دادن از رويداد، پيش از رخ دادن آن است و حكم جبرى نسبت به او، با وجود ميل و خواسته خود او نيست و آيات ديگرى كه در اين زمينه است و تنها از آگاهى دادن اين رويداد تلخ حكايت مىكند، دليل بر آن است:
فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ.[٢]- او و خاندان او را نجات داديم، مگر زن او را كه از بازماندگان بود».
لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ.[٣] إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ.[٤] در هيچيك از اين آيات كلمه «تقدير» نيامده است و تنها آيه ٥٧ سوره نمل همانند آيه مورد گفتگو، دربرگيرنده اين كلمه است.
[١] انسان، ١٢.
[٢] اعراف، ٨٣.
[٣] عنكبوت، ٣٢.
[٤] صافات، ١٣٥.