آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٣ - گمراهى يا خوارى
علامه طباطبايى مىگويد: «مؤمنان بين دو هدايت واقع شدهاند: هدايت فطرى اوليه و پيروى از راهنمايى خرد كه سرانجام عنايت الهى را شامل حال آنان خواهد نمود. همان گونه كه كافر و منافق نيز بين دو گمراهى قرار دارد: گمراهى پيشين كه رويارويى با نداى فطرت و هدايت خرد است و بر اثر آن، گمراهى و گم كردن و نيافتن راه حق براى هميشه است: كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ، صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ.[١] (آنان همانند كسى كه آتشى بيفروزد و آنگاه كه پيرامون خود را روشن كند، خداوند، نور و روشنى ايشان را از بين ببرد و آنان را در تاريكيهايى كه هيچ نبينند رها كند كه ايشان كران و كوران هستند و از ضلالت خود بازنمىگردند).[٢] بنابراين همان گونه كه هدايت بعدى، بخششى الهى است كه آدمى بر اثر كوششهاى خود در راه لقاى پروردگارش بدست مىآورد، گمراهى بعدى نيز خوارى و حذلانه از سوى خدا است كه انسان به علت روى گرداندن از حق و پافشارى بر گمراهى و نادانى، خويشتن را شايسته و سزاوار آن گردانده است و در هر دو صورت آدمى خود، سبب و عامل سعادت و شقاوتى است كه سرانجام به او مىرسد.
فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ.[٣] اى رسول ما بگو: اى مردم) هركس هدايت يافت، نفعش بر خود اوست و هركس به راه گمراهى شتافت، زيانش بر خود اوست، و من (پس از اتمام حجت) نگهبان شما (از مؤاخذه خدا) نيستم.
«اشعرى» و افراد جبرگرا مانند او گمان كردهاند كه هيچ راهى براى انسان نيست كه راه هدايت يا گمراهى را برگزيند و تنها اراده خداى متعال است كه بىهيچ علتى، هركس را بخواهد هدايت مىكند بىهيچ شايستگى كه موجب گمراهى كسى باشد، هركس را بخواهد به گمراهى مىكشد، زيرا خداى متعال، آنچه را بخواهد
[١] بقره، ١٧ و ١٨.
[٢] ر. ك: تفسير الميزان، ج ١، ص ٤٢، چاپ دار الكتب الاسلاميه.
[٣] يونس، ١٠٨.