آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٥ - قضاء و قدر از نظر متكلمان شيعه
نيز «قضاء» به معنى سرانجام و پايان كار است، به گونهاى كه ديگر براى انجامدهنده آن كار، نياز و خواستهاى در آن نباشد. و آيات زير در اين زمينه است:
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها.[١] ... پس ما هم چون زيد از آن زن (زينب) كام دل گرفت (و طلاقش داد) او را به نكاح تو درآورديم.
فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ ...[٢] پس آنگاه كه مناسك (عبادات مربوط به حج) خود را انجام داديد و به پايان برديد ...
فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ.[٣] پس آنگاه كه نماز را به جا آوريد ... يعنى آن را به پايان برديد و از آن فارغ شديد.
بنا بر آنچه گذشت: معنى «قضاء» انجام امر و كار و پايان حتمى آن است.
ولى «قدر» به فتح قاف و دال، به معنى تقدير و اندازهگيرى شيء و شناخت اصل و جوهر و حقيقت و خلاصه كنه آن، اعم از زمان و مكان و ديگر جهات محدودكننده نسبت به وجود شيء است. از آن به «هندسه شيء» و دانش به شرايط و مقتضيات و محيط مؤثر در شيء و شرايط وجودى آن از نظر كميت و كيفيت و جهت و جز اينها، تعريف كردهاند كه لازمه تقدير و برآورد هر شيء، احاطه به خصوصيات و جهاتى است كه آن را دربرگرفته است، اعم از آنكه عملى باشد كه انجام آن را اراده كردهاند، يا سخنى كه بخواهند به زبان آورند، يا حكمى كه بخواهند آن را انجام دهند و يا تكليفى كه تشريع آن را اراده كرده باشند، بنابراين، اگر جهات شىء و موقعيت زمانى و مكانى و ديگر حالات آن شناخته شود، آن شىء، تقدير و برآورد شده است، برآوردى درست براى انجام و اجراء.
آيات زير در اين باره است:
[١] احزاب، ٣٧.
[٢] بقره، ٢٠٠.
[٣] نساء، ١٠٣.