آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩٤ - موازنه
ميان مىبرد و او را به بهشت درمىآورد و اين موهبت از جهت فضل خداست كه به وى مىبخشد اگر اين فرد، شايسته برخوردارى از فضل خدا و اهل تقوا باشد و به خداى متعال شرك نورزيده باشد، او اهل آمرزش است و خدا اگر بخواهد به رحمت خود، او را مىآمرزد و از روى تفضل او را مشمول عفو خود قرار مىدهد.[١] سند اين روايت معتبر نيست، زيرا «مفيد»، آن را از «احمد» و او از پدرش «حسن بن وليد» و او از «صفار» و او از «علىّ بن محمد قاسانى» (كسى كه او را ضعيف شمردهاند و يا دربارهاش اختلاف دارند) و او از «قاسم بن محمد اصفهانى» (كسى كه مورد وثوق نيست و بعضى در اقوال او خدشه كردهاند) و او از «سليمان بن خالد منقر» ى (اين عنوان نامعلوم است زيرا «منقرى»، سليمان بن داود است، نه سليمان بن خالد) و او از «سفيان بن عيينه» (مردى عامى با نشانههايى از سفاهت) و او از «حميد بن زياد» (او نيز مردى عامى و ضعيف است) و او از «عطاء بن يسار» (مولاى ميمونه، همسر پيامبر (ص) كه موثق نبودن او مورد تصريح است) و او از امير المؤمنين (ع) نقل مىكند. گذشته از آنكه اين حديث خبرى است واحد و موجب علم نيست.[٢] افزون بر اينكه اين حديث، بيش از آنكه مؤيد نظريه «موازنه» و «احباط» (نابودى كردار زشت بوسيله كردار نيك) باشد، مخالف با آنهاست، زيرا مضمون حديث نمايانگر فضل خداى متعال و رحمت گسترده اوست آنجا كه حديث مىگويد:
«اگر خير و شر مساوى باشند، خدا شر را به وسيله خير از بين مىبرد» با فرضيه موازنه ناسازگارى تمام دارد و نيز در جايى كه حديث مىگويد: «اگر آن فرد، شايسته فضل خدا و اهل تقوا باشد، خدا او را به رحمت فراگير خود مىآمرزد» مخالف «احباط» است.
[١] بحار الانوار، ج ٥، ص ٣٣٤- ٣٣٥، به نقل از كنز الفوائد كراجكى.
[٢] در اصول عقايد آنچه معتبر است، علم قطعى است و در اين مورد، خبر واحد حجيت ندارد، زيرا موجب علم نيست.