آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٧ - جبريه
بصر را نيز به اين صفات افزودهاند، همان گونه كه اشعرى معتقد است. و احيانا «يدين» و «وجه» را نيز صفات قديم و قائم به ذات او مىدانند و مىگويند: او داراى دست است، نه مانند دستهاى ديگر و داراى صورت است، نه همانند ديگر صورتها و معتقد به امكان ديدن او از جهت بالا هستند و نه از جهات ديگر»[١]
جبريّه
«جبريّه» معتقدند كه بندگان خدا، بر انجام آنچه كه اراده مىكنند و بر ترك آنچه كه ناشايست مىدانند، قدرت و توانايى ندارند، جز اينكه خداوند آن چيزى را كه بخواهد، انجام مىدهد، زيرا او آفريدگار هر چيز است: «و هو خالق كلّ شيىء» و قدرت ايجاد كارها و اعمال بندگان را به خدا نسبت مىدهند و هر كارى، اعم از خوب يا بد كه انسانى به جاى آورد، در حقيقت آن را كار و فعل خداوند مىدانند و انسان در برابر آنچه كه انجام مىدهد و يا آنچه كه ترك مىكند بىاختيار است و همانند ابزارى در دست فاعل حقيقى است كه خداى متعال باشد، همان گونه كه خود گفته است:
«خلقكم و ما تعملون» او شما و آنچه را كه انجام مىدهيد، آفريده است.
جبريه بر دو دستهاند:
١- جبريه صريحه- آنان گروهى هستند كه معتقدند بندگان مطلقا هيچ قدرتى بر انجام هيچ كارى ندارند. حركت دادن دست براى دادن و يا گرفتن چيزى، با حركت ارتعاشى و خودبخودى آن، از نظر آن مساوى است و بيرون از اراده فرد است.
اين عقيده، منسوب به «جهم بن صفوان» است كه مىگويد: «انسان بر هيچچيزى، قدرت ندارد و به قدرت و توانايى نيز وصف نمىشود. او در همه كارهاى خود مجبور است، نه قدرتى دارد و نه اراده و اختيارى. خداى متعال، همه افعال را در او مىآفريند، همان گونه كه در ديگر چيزهاى بىجان و نسبت دادن افعال به انسان از باب مجاز است، همان گونه كه به جمادات نسبت داده مىشود و مىگوييم: درخت ميوه داد. خورشيد طلوع كرد. آسمان ابرى است. زمين لرزيد. او مىگويد: ثواب و
[١] ملل و نحل، ج ١، ص ١٠٨- ١٠٩- ١١٢.