آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٣ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
سوفسطائيان شبيهتر است تا استدلال- ردّ مىكنند. بر اين باورند كه كارهاى آدميان اختيارى است و تحت اختيار خود آنان است كه به خواست خود، كارى را انجام مىدهند، يا از انجام آن خوددارى مىكنند و اين موضوع در مسئله «الامر بين الامرين» و ديگر مسائل مربوط به اين گفتگو، مورد تحقيق و بررسى قرار گرفت.
در هر صورت، «فخر رازى» در تفسير آيه مىگويد: «مناظره با خداى متعال جايز نيست، زيرا كه كارهاى او مورد پرسش قرار نمىگيرد لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ.[١] (خداوند بر هر كارى كه مىكند، بازخواست نشود) و به همين جهت است كه خدا به آنان مىگويد:
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ.[٢] اى سگان به دوزخ شويد و با من لب از سخن فروبنديد».
با توجه بدين تفسير، بعيد نيست كه حق با گناهكاران باشد! زيرا مقام قدس خداى متعال را حكومتى ستمگرانه و غير مسئول- كه به نظام خرد و حكمت مقيد نيست- معرفى مىكند.
٣- فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى.[٣] (اگر از جانب من شما را رهنمودى آيد، آنكس كه از رهنمود من پيروى كند، گمراه نگردد و به بدبختى و شقاوت گرفتار نيايد».
شقاوت در اينجا، شقاوت معنوى است و به همين جهت، به شقاوت اخروى تفسير شده است. آيه دليل است بر اينكه شقاوت، نتيجه و دستاورد گمراهى از راه خدا و روىگردانى از آيات اوست و امرى تحميلى نيست كه حتما به اشقيا و بدبختان تحميل شود.
كلمه «تشقى» در آيه ١١٧ همين سوره به معنى شقاوت ظاهرى (رنج و اندوه) است. ولى در آيه ١٢٣ به مفهوم شقاوت معنوى (خباثت) است. و اين از جهت استعمال يك كلمه در دو معنى گوناگون است كه در فن بديع، «تقابل» ناميده
[١] انبياء، ٢٣.
[٢] تفسير كبير، ج ٢٣، ص ١٢٤- ١٢٥.
[٣] طه، ١٢٣.