آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٢ - جبريه
گوناگون از درك آن ناتوان هستند و در اين مسئله عقايد متضاد و نااستوارى اظهار داشتهاند، زيرا «ابو الحسن اشعرى» مىگويد: قدرت بندگان، داراى هيچ اثرى نيست و تعلق آن به فعل از جهت عدم تأثير، مانند تعلق علم به معلوم است».
در اعتراض به او گفتهاند كه اگر قدرت بندگان منشأ هيچ اثرى نيست، پس وجود و عدم آن يكسان است و قدرتى كه فعلى از آن ناشى نشود، همانند عجز و ناتوانى است. از آنجا كه چنين اعتراضى، قابل ردّ كردن نيست، برخى از پيروان اشعرى به جبر پناه بردهاند و برخى ديگر براى قدرت انسان، نوعى تأثير قائلند كه «باقلانى»، اين نظر را پذيرفته است. ولى هنگامى كه از چگونگى اين تأثير با توجه به التزام او به استقلال قدرت خداوند در خلق افعال پرسيده مىشود، پاسخى براى آن ندارد و مىگويد: «ما ناگزير از پذيرش «كسب» هستيم، زيرا با دليل ثابت شده است، ولى من به وسيله الفاظ نمىتوانم آن را توضيح دهم».
«شعرانى» مىگويد: «كسى كه گمان مىكند، انسان هيچ عملى ندارد با سخن حق عناد مىورزد و آنكه گمان مىكند كه عمل انسان، تنها از خود اوست، مشرك است. گريزى از اين نيست كه او بر اختيار مضطر است.» اما كشف مسئله، از راه عرفان، در سخن شيخ «محيى الدين بن عربى»، در باب ٢٢ «الفتوحات المكيّة» آمده است. او مىگويد: «صورت مسئله پيدايش افعال، همانند شكل «لا» از حروف تهجى است كه بيننده نمىداند، كدام يك از طرفين آن لام است تا طرف ديگر الف باشد و به همين دليل، آن را حرف التباس و اشتباه ناميدهاند. همچنين فعلى كه ظاهرا به دست آفريدهها انجام مىگيرد، روشن نيست كه از كيست. اگر بگوييم از خداست، درست گفتهايم و اگر بگوييم از آفريدهها، با خداست، درست گفتهايم، زيرا وگرنه تكليف و نسبت دادن عمل به آفريدهها دليلى ندارد، حال آنكه خدا گفته است: «اعملوا» عمل كنيد».
او در باب ٤٢٢ همان كتاب مىگويد: «خداى متعال، كارهاى ما را به خود ما نسبت داده است، زيرا به ما ثواب و عقاب داده مىشود. در حقيقت كارها از خداست، ولى چون ما مىبينيم كه كارها به دست ما پديد مىآيد، ادعا مىكنيم كه از ماست. خداى متعال نيز بر طبق ادعاى ما آنها را به ما نسبت مىدهد، ولى اگر