آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٦ - فوقيت
آن گونه كه معتقدان به تجسيم معتقدند. اين كلمه در شعراى خطل نيز به همين معنى به كار رفته است. او در مدح بشر، برادر عبد الملك مروان به وقتى كه به حكومت عراق نائل آمد، مىگويد:
|
قد استوى بشر على العراق |
من غير سيف و دم مهراق |
|
[١]
|
بشر بر عراق استيلاء يافت |
بدون شمشير و خونريزى |
|
اين لغت به معنى استقامت امر و به سامان رسيدن امور نيز آمده است كه طرماح بن حكيم مىگويد:
|
طال على رسم مهدد ابده |
و عفا و استوى به بلده |
|
[٢] عمد و قصد نيز يكى از معانى اين كلمه است و در آيه ٢٩ سوره بقره ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ بدين معنى به كار رفته است.
در هر صورت استواء به عرش الاستواء على العرش در هر آيه از قرآن مجيد كه به كار رفته است به معنى استيلاء و سلطه تمام به تدبير شئون عالم است و «عرش» نيز كنايتى است از مجموع آفرينش كه صدوق نيز از آن به همين معنى تعبير كرده است.[٣]
فوقيت
در قرآن مجيد، آياتى است كه در آنها «علو» و «فوقيت» براى خداى تعالى ذكر شده است.[٤] يا آنكه حاكى است: او در آسمان است.[٥] و يا از آسمان تدبير امور مىكند.[٦] يا روح به سوى او بالا مىرود.[٧] و يا فرشتگان از نزد او فرودمىآيند.[٨] و امثال اينها.
[١] البداية و النهاية، از ابن كثير، ج ٩، ص ٧.
[٢] جامع البيان، از طبرى، ج ١، ص ١٥٠.
[٣] رجوع شود به: بحار الانوار، ج ٥٨، ص ٧.
[٤] اين آيات ضمن سخن اشعرى به شماره ٢ و ٣ و ٥ و ٧ ذكر شده است.
[٥] ذيل شماره ٦ آمده است( أمنتم من فى السّماء).
[٦] ذيل شماره ٤ آمده است( يدبّر الامر من السماء)
[٧] ذيل شماره ٨ آمده است( تعرج الملائكة و الروح اليه)
[٨] ضمن سخن الدار فى ذيل شماره ٣١- ٤٠ آمده است.