آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧١ - صفاتيه
اين روش، روش كسانى بود كه در صدر اول مىزيستند و شايستگى نداشتند تا درباره بحثهاى نظرى عميق، سخن بگويند و به اين دليل به «صفاتيه» ناميده شدند.
«صفاتيه» كسانى هستند كه ظواهر صفات را مورد توجه قرار مىدادند، هر چند كه حقايق آن را درك نمىكردند. از اين گروه «مشبّهه» منشعب شد. «مشبهه»، مفهوم ظاهرى صفات را كه مىشناختند و در مورد مخلوق صادق است از روى تشبيه خالق به مخلوق به عنوان دليل، به اثبات مفاهيم آن صفات براى ذات خداى متعال، به كار مىگرفتند. «كراميّه» از همين گروه هستند كه اصحاب «ابو عبد اللّه محمد بن كرام» بودند. آنان در شمار كسانى مىباشند كه صفات را اثبات مىكردند، جز اينكه در اثبات صفات به «تجسيم» و «تشبيه» مىرسيدند و بدان معتقد بودند. «اشعريه» شاخهاى از «صفاتيه» هستند و در اين باره گفتگو خواهيم كرد. «معتزله» در واقع پديدهاى در مقابل «صفاتيه» است كه بدست «واصل بن عطا» و «عمرو بن عبيد»، دو شاگرد «حسن بصرى»، بنيان نهاده شد. «واصل بن عطا» از «حسن بصرى» كناره گرفت، زيرا روزى بين اين دو پيرامون افراد انجامدهنده گناهان كبيره بحثى درگرفت كه آيا اين گونه افراد مؤمن هستند يا غير مؤمن؟ «واصل» معتقد بود كه اينان نه مؤمنند و نه كافر و به «منزلة بين منزلتين» معتقد شد، «حسن بصرى» او را طرد كرد، او نيز از «حسن» كناره گرفت و اعتزال جست و به گوشهاى از مسجد رفت، «عمرو بن عبيد» نيز به او پيوست.
صفاتيه
اكثر پيشينيان، قائل به صفات ازلى براى خداوند بودند، مانند: علم، قدرت، حيات، اراده، بصر، كلام، جود، انعام، جلال و اكرام. بين صفات ذات و صفات فعل فرقى قائل نبودند و همه را از يك گونه مىدانستند. اينان براى خدا دست، پا، چهره، چشم و نيز نزول و صعود و رؤيت قائل بودند و اينها را «صفات خبريّه» مىناميدند، به اين معنى كه صفاتى است كه در شريعت آمده و خبر صحيح درباره آنها وارد شده است. اينان به اين صفات، معترف بودند، هر چند كه چيزى از حقيقت آن درك نمىكردند، و ذات مقدس الهى را به صفات مخلوق تشبيه نمىنمودند، زيرا هيچچيزى، مانند او نيست: «ليس كمثله شيىء» و نيز در اين باره، به تأويل اعتقاد نداشتند و