آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٨ - الأمر بين الأمرين يا روشى بين دو روش
ميانه برگزيده است. براى بنده، استقلال كاملى در آفرينش و ايجاد قائل نيست و قدرت و اختيار او را نيز نفى نمىكند و معتقد است، آفرينش همه آنچه در جهان هستى است، تحت اراده خداى متعال است، هيچ امرى پديد نمىآيد و هيچچيز آفريده نمىشود، جز به اذن او. ولى اراده خداى متعال بر آن است كه اشياء بر حسب قوانين كلى- كه در طبيعت موجودات تركيب و ايجاد كرده است- به وجود آيد. اين قوانين داراى فعل و انفعالاتى نسبت به يكديگرند كه يا بهخودىخود انجام مىگيرد.
همان گونه كه در امور طبيعى (بر حسب تعبير ما) مشاهده مىشود، مانند گردش دورانى آب در طبيعت كه تبخير مىشود و تودههاى بخار با يكديگر جمع مىشوند و به صورت قطرات باران فرومىريزد و سرانجام به دريا بازمىگردد. اين گردش دورانى آب بر حسب دستگاه آفرينش است كه در طول روزگاران، سرپيچى از اين نظام ديده نمىشود. يا اينكه همين عمل، به دست بشر و با شيوههاى شيميايى يا فيزيكى، طبق روشهاى متداول انجام مىگيرد.
اين همه، تحت قوانين كلى، در زنجيرهاى از علل و معلولات (قانون عليت عام) واقع است. براى نمونه، وقتى انسان، دانهاى را در زمينى مناسب كشت كند و مراقبتهاى لازم را اعم از كود دادن و آبيارى و دفع آفات، نسبت به آن انجام دهد، آن دانه مىرويد و ثمر مىدهد. ولى رشد گياه، به علت فعل و انفعالات دانه با مواد معدنى و ديگر مواد موجود در خاك و آب و برخوردارى آن از نور خورشيد و وزش باد و ديگر عوامل مؤثر در رويش است. بنابراين، اگر همه علل و عوامل رويش و نمو دانه با هم جمع شوند، كشاورز به نتيجهاى مىرسد كه اين نتيجه، تنها دستاورد كار و دست او نبوده و عوامل طبيعى بىشمارى، او را در اين رهگذر يارى كرده است كه سهم بيشتر- بلكه علت العلل ثمره و نتيجه بدست آمده- متعلق به اين عوامل است. با اين وجود، ما كشاورزى را به انسان نسبت مىدهيم و مىگوييم: اوست كه اين دانه را كشت و اين درخت را غرس نمود و آن را به ثمر رساند و او را به گونه حقيقى و نه از روى مجاز و استعاره، كشاورز مىناميم. حال آنكه اگر به دقت بنگريم، سهم بيشتر، بلكه همه آن متعلق به عوامل ديگرى است كه در پيدايش اين اثر و بدست آمدن اين نتيجه مؤثر بودهاند. اين عوامل- كه آنها را عوامل طبيعى مىناميم- همان قوانين