آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١١ - درس صد و سى و يكم سعادت و شقاوت
فى بطن امّه، و الشقىّ من شقى فى بطن امّه.»[١]
اين حديث به كداميك از اين دو معنى است؟ ما بر اين باوريم كه «سعيد» و «شقى» در اين حديث، به معنى اخير است.[٢] به سخن ديگر، آنكه رفاه و آسايش دنيوى برايش مقدر شده، نشانههاى خوشبختى او از هنگام نطفه او، روشن و آشكار است و او از همان هنگام در آسايش است و دوره راحتى و آسايش را به سر مىبرد و مادر او نيز، دوره حاملگى را با آسايش و راحتى سپرى مىكند. ولى آنكه در شكم مادر از آسايش و راحتى بىبهره است ناگواريها و رنجهاى او به مادرش نيز در دوره حاملگى سرايت مىكند، و اين دوره را با رنج و سختى و نگرانى روحى مىگذراند.
شايد سعادت و شقاوت به معنى نخست، استعاره از معنى اخير باشد، يعنى از جنبه تشبيه نامحسوس به محسوس باشد، زيرا خوشبخت پاك طينت، وجدانى با آرامش دارد و در چشماندازى گسترده، با اطمينان و به راحتى و آسايش زندگى مىكند و مصداق: الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ. (آنها كه به خدا ايمان آورده و دلهايشان آرام مىگيرد.) به شمار مىآيد و بدبخت بدطينت در نگرانى روحى، زندگى سختى را مىگذراند، در چارچوب زندگى دشوار و تيره و همراه با خطرها و ناراحتيها.
چنين سعادت و شقاوتى، يعنى سعادت و شقاوت، درونى و نفسانى، براى هيچكس مقدّر نشده است و خداى متعال نخواسته است كه كسى بدبخت و بدطينت باشد، زيرا او هيچكس را براى آتش نيافريده است، بلكه آنان را آفريده است تا مؤمنانى فرمانبردار باشند و در زير سايه خشنودى او، در بهشتى جاودان، فرحناك و شادمان به سر برند. آنكه به شقاوت و خباثت گرفتار آمده، به اختيار نادرست خود اوست و به گرايش خود در سرزمين شهوتها و لذتهاى پست دنيوى فروافتاده است، تا آنجا كه خطاهايش او را در برمىگيرند و از تابش نور خرد و انديشه بر او مانع مىشوند،
[١] بحار الانوار، ج ٥، ص ١٥٣، شماره ١، به نقل از امالى صدوق.
[٢] اين حديث تفسيرى ديگر دارد كه در حديث« ابن ابى عمير» از امام« موسى بن جعفر( ع)» آمده و بعدا بازگو خواهد شد.