آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩١ - درس صد و يازدهم خدا و اعضا و اندامها
تودههاى آتش به هم نزديك مىشود و مىگويد: كافى است، كافى است. اين حديث را «حشويه» در تفسير آيه ٣٠ از سوره ق: يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ. روايت كردهاند.[١] روايت ديگر، روايتى است كه «بخارى» و «ابن منذر» و «ابن مردويه» از «ابو سعيد» نقل كردهاند كه وى گفته است: «از پيامبر (ص) شنيديم كه مىگفت:
پروردگار ما ساق پاى خود را مىنماياند و هر زن و مرد مؤمنى بر آن سجده مىكنند، جز آنان كه در دنيا به ريا سجده مىكردند.» «ابن منده» نيز در كتاب خود به نام «الردّ على الجهمية»، اين حديث را از «ابو هريره» نقل كرده است. نيز «عبد الرزاق» و «عبد بن حميد» و «ابن منذر» و «ابن منده»، اين حديث را از «ابن مسعود» نقل كردهاند.[٢] «مشبّهه» و مانند آنان، اعم از «حشويه» و «اشاعره»، اين چنين گمان كردهاند كه خداى متعال، داراى دست و پا و ساق و چهره و چشم و ديگر اعضا و اندامها است، اعضايى كه مورد نياز محتاجانى است كه براى انجام كارها به آن نيازمند هستند و ما، در ردّ اين سخنان، بىنياز از استدلال و گفتن برهان هستيم، زيرا خداى متعال، مطلقا بىنياز از آن است كه از چيزى كمك بگيرد. نياز، صفت ممكن بالذات است و خداى متعال، واجب الوجود بالذات و مرجع نيازها و پناه همه نيازمندان است و محال است كه خداى متعال، نيازمند به چيزى جز ذات مقدّس خود باشد وگرنه بىنيازى واجب بالذات، به نيازمند ممكن، تبديل خواهد شد كه تعالى الله عن ذلك علوا كبيرا. يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ.[٣] وقتى صفت بىنيازى در ذات خداى متعال را در نظر بگيريم و به آياتى- كه او را به غناى ذاتى در همه جنبههاى خود توصيف مىكند- توجه كنيم، در اثبات
[١] صحيح بخارى، ج ٦، ص ٧٣، در تفسير سوره« ق»- ابن خزيمه، التوحيد و الصفات، ص ٩٤- سيوطى، الدر المنثور، ج ٦، ص ١٠٧.
[٢] جلال الدين سيوطى، الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٥٤- ر. ك: صحيح البخارى، ج ٦، ص ١٩٨، در بخش تفسير سوره« القلم».
[٣] فاطر، ١٥.