آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١ - درس نود و نهم حقيقت تأويل
خدا را كه از سرچشمه زلال هدايت آن، سيراب مىشدند، از دست داديد، كيست كه حجتى ديگر براى شما بياورد تا راهنمايى شما را در مسير زندگى بعهده گيرد و اين راه را ادامه دهد؟[١] اين، معنايى است كه از آن، به «بطن» تعبير مىشود و هيچكس نمىتواند از پيش خود اين گونه معانى را بيان كند و نيازمند نصّ و تصريح معصوم (ع) است. بكار بردن «سرچشمه آب» به جاى «منبع و مصدر راهنمايى و هدايت الهى» استعاره مناسبى به شمار مىآيد، زيرا آب، سرچشمه زندگانى مادى، و هدايت الهى، سرچشمه زندگانى عالى و همراه با سعادت است.
*** كوتاه سخن آن كه تأويل در دو جا بكار مىرود:
١- در توجيه متشابه، اعم از كلام و سخن متشابه، يا عملى كه پديدآورنده شك و ترديد باشد. تأويل به اين معنى تنها خاص آيات متشابه است.
٢- در معنى ثانوى كلام و سخن كه از آن به «بطن» تعبير مىشود و «بطن» در برابر نخستين معنى اوليه كلام و سخن است كه به آن «ظهر» گفته مىشود، و تأويل به اين معنى، دربرگيرنده آيات قرآن است كه براى قرآن ظاهرى است و باطنى و شايد تا هفتاد بطن.
روشن است كه «تأويل» در هر دو اصطلاح، عبارت از معنى و مفهومى پوشيده است، كه از ظاهر سخن بدست نمىآيد و نيازمند دليل صريح و روشنى است كه بيرون از خود لفظ و سخن است.
«ابن تيميه» طى نظريهاى كه بسيار نادر و خلاف قاعده است، مىگويد:
«شناخت تأويل هر چيز، وابسته به شناخت وجود عينى آن چيز است. او مىافزايد: هر چيزى، وجودى عينى و وجودى ذهنى دارد. به سخن ديگر، هر چيز داراى وجودى در جهان خارج و وجودى در اذهان است. كلام، لفظى است كه معنايى در درونش دارد و بوسيله خط، نوشته مىشود، اگر كلام و معنى آن، در درونش تصور شود و بهوسيله زبان
[١] رجوع شود به: تفسير صافى، ج ٢، ص ٧٢٧.