آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩ - درس نود و نهم حقيقت تأويل
قد مضى و منه ما لم يكن، يجرى كما يجرى الشّمس و القمر»[١]
(ظاهر قرآن، مورد نزول آن، و باطن آن، تأويل آن است، از اينها بعضى گذشته و برخى نيامده و همچون خورشيد و ماه در جريان است). نيز فرموده است:
«ظهر القرآن الّذين نزل فيهم و بطنه الّذين عملوا بمثل اعمالهم»[٢]
(ظاهر قرآن، آن است كه به همان مناسبت نازل شده و باطن آن، عبارت است از آنچه كه در موارد مشابه، مورد عمل قرار مىگيرد). تنزيل در سخن امام باقر (ع) به معنى تفسير است، يعنى هر آيه، دو شأن نزولى دارد كه مفهوم قطعى و اوليه آن را روشن مىكند و آن را «علت نزول» نامند و هيچ مفسّرى از شناخت علّت نزول آيات، براى كشف و زدودن ابهام آن، بىنياز نيست، مانند آيات ٣٧ از سوره توبه (آيه النسىء) و ١٥٨ از سوره بقره (آيه نفى جناح از سعى بين صفا و مروه) و ١٨٩ از سوره بقره (آيه منع كردن اعراب از ورود به خانهها از پشت آنها) هر آيه دربرگيرنده كليتى ثابت و هميشگى است. بنابراين همه مكلفان را در همه روزگاران و براى هميشه در بر مىگيرد و همان است كه بطن و تأويل آيه ناميده مىشود و افراد راسخ و استوار در علم، آن را مىدانند و در غير اين صورت آيه باطل و بيهوده خواهد بود. امام باقر (ع) در اين باره مىفرمايد:
«و لو انّ الآية إذا نزلت فى قوم ثمّ مات اولئك القوم ماتت الآية لما بقى من القرآن شيء و لكنّ القرآن يجري اوّله على آخره ما دامت السّماوات و الارض و لكلّ قوم آية يتلونها هم منها من خير او شرّ»[٣]
(اگر آيهاى، تنها براى مردم روزگار خود فرودآيد با مرگ مردم آن روزگار، آن آيه نيز منتفى و بدون مخاطب مىشود و از قرآن چيزى بر جاى نمىماند. ولى قرآن از آغاز تا پايان، تا هنگامى كه زمين و آسمانها بپاست، پابرجا و شايسته اجراء است. براى هر قوم آيهاى است كه نيكى يا بدى را از آن به دست مىآورند).
در اين باره از پيامبر (ص) نقل شده است كه:
انّ فيكم من يقاتل على تأويل القرآن، كما قاتلت على تنزيله و هو علىّ بن
[١] بصائر الدرجات، ص ١٩٥ و بحار الانوار، ج ٩٢، ص ٩٧، شماره ٦٤.
[٢] تفسر عياشى، ج ١، ص ١١ و بحار الانوار، ج ٩٢، ص ٩٤، شماره ٤٦.
[٣] تفسير عياشى، ج ١، ص ١٠، شماره ٧ و تفسير صافى، ج ١، ص ١٤.