آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨٨ - درس صد و بيست و پنجم آيات متشابه سوره اسراء
نيز آيه ١٤٧ سوره نساء: ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ.- اگر سپاسگزار باشيد و ايمان بياوريد، خدا شما را عذاب نخواهد كرد.» و آيه ٥٩ سوره قصص وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ.- ما نابودكننده شهرها نيستيم، مگر آنكه مردم آن ستمگر باشند.» دلالت دارد بر اينكه خدا هيچگاه نخست به زيان كسى، اراده نخواهد كرد. همان گونه كه آيه پيش از آيه مورد گفتگو، مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى. بر اين نكته دلالت مىكند و محال است كه بين آيات قرآن، تناقضى وجود داشته باشد و اين اصلى است كه بايد آيات متشابه- و از جمله آيه مورد گفتگو- را بر آيات محكم حمل كنيم.[١] دوم- آيه مورد گفتگو، تأويلى درست دارد كه با تعبير ظاهر آن، كاملا هماهنگ است. و آن اينكه «اراده» در آيه مورد گفتگو، به اين معنى نيست كه خداى متعال، بدون هيچ علتى، عذابى را نسبت به جامعهاى اراده مىكند و به عمد (براى توجيه آن) در پى كسب دستاويز و دلايلى برمىآيد، كه ديگران را در جهت آن مكلّف مىكند و مقدّمات آن را فراهم مىآورد.[٢] هرگز چنين نيست، بلكه «اراده» در اينجا تعبيرى از يك واقعيت محض است كه وقتى شرايط و مقتضيات و علل و عوامل انجام و ايجاد آن فراهم آيد، صورت تحقق به خود مىگيرد. همان گونه كه «اراده» در آيه ٧٧ سوره كهف به همين معنا به كار رفته است: فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَ.- آن دو
[١] تفسير كبير، فخر الدين رازى، ج ٥، ص ١٧٥- ١٧٦.
[٢] « فخر رازى» كه بر مذهب« اشعرى» است، مىگويد:« اصحاب ما به چند دليل بدين آيه بر درستى مذهب خود استدلال كردهاند:
اول- اينكه ظاهر آيه دلالت دارد كه خداى متعال نخست زيان رساندن به آنان را اراده كرده، سپس به هلاكت آنان بدين شيوه متوسل شده است.
دوم- اينكه ظاهر آيه نمايانگر آن است كه خداى متعال، به دليل دانش خود توانگران را بدين امر اختصاص داده است، به اينكه آنان گناه مىكنند و اين نكته، دليل است بر اينكه خداى متعال اراده كرده است كه آنان گناه كنند.
سوم- اينكه خداى متعال، مىگويد: فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ قول به تعذيب و كفر بر آنان واجب آمد و با وجوب و ثبوت كفر بر آنان، ظهور ايمان از آنان ممتنع است كه اگر جز اين باشد، لازمه آن، اين است كه خبر دادن خدا به دروغ تبديل گردد و اين امرى محال است.