آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٠ - درس صد و نهم تنزيه خدا از نظر امامان و متكلمان شيعه
از آن خداست مشرق و مغرب، پس رو به هر سو بگردانيد آنجا خداست، به يقين خدا عالم است به علمى گسترده.
اين آيه از محكمات است و بر آن دلالت دارد كه نه خدا جسم است و نه محدود است به جهتى سواى جهت ديگر وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً (نساء، ١٢٦).
امام فخر رازى درباره آيه نخستين مىگويد: اين آيه قوىترين دليل است بر نفى تجسيم و اثبات تنزيه، چه خداى تعالى آفريننده جهتهاست و ناگزير آفريننده بر آفريده مقدم است. آفريدگار بزرگ عالم را بيافريد، حال آنكه از جهتها و جايها منزه بود و لازمه آن اين است كه پس از آفرينش عالم نيز اينچنين باشد و نيز اگر او جسم مىبود و صورت جسمانى مىداشت ناگزير به جانب معين و جهت معلوم روى مىداشت كه اين منافى است با آيه فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ[١] افزون بر اينكه آيه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ (شورى، ١١) او را از مشابهت با آفريدگان منزه مىداند و شك نيست كه لازمه وجود خداى تعالى در جهتى، محدوديت به شمار مىآيد كه شبيه است به محدوديت آفريدگان و او برتر از اين نسبتهاست.
در هر صورت خداى تعالى نه جسم است و نه خواص جسم در اوست كه استقرار در مكان و محدود بودن و جهتى غير از ديگر جهات، از لوازم جسم است. بنابراين، نصوصى كه به ظاهر بر آن است كه خداى تعالى در جهتى است، مىبايد طبق ديگر محكمات، تأويل شود و ما در پرتو اين معيار، معنى درست آياتى را كه اهل تشبيه بدان تمسك كردهاند، بيان مىكنيم:
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى (طه، ٥) خداى رحمان به عرش استيلاء يافت.
سخن درباره اين آيه مستلزم بيان دو موضوع است: يكى آنكه حقيقت «عرش» كدام است كه اين نام را بيست و يك مورد در قرآن آمده است. دو ديگر آنكه مفهوم «استواء» چيست كه در هفت جاى از قرآن ذكر شده است، حقيقت و مفهومى كه با شأن خداى تعالى مناسبت داشته باشد.
[١] تفسير كبير، ج ٤، ص ٢١، مسئله چهارم.