آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩٥ - درس صد و بيست و پنجم آيات متشابه سوره اسراء
از جمله اول، اين است: «آنگاه كه مرگ بيمار نزديك شود» و از جمله دوم منظور آن است كه «وقتى بازرگان در آستانه فقير شدن است، چنان مىشود». دليلى را كه «جبايى» برگزيده است، همان است كه ما نيز برگزيديم. بنابراين، مراجعه بدان بحث، ابهامات سخن كوتاه «جبايى» را از بين مىبرد.
شايد بتوان گفت: آنچه «شريف مرتضى» در اين موضوع، گفته است، از ديگر سخنان، فراگيرتر و رساتر باشد. وى در تأويل آيه چهار دليل گفته است كه بنا به سخن خود او، هريك از آنها شبهات آنان را كه به ديده ابطال در آيه مىنگرند و تأويل آن را از مجراى خود منحرف كرده و مفهوم درست آن را دگرگون كردهاند- پاسخ مىگويد و باطل مىكند. و اين است آن چهار دليل:
اول- هلاكت و نابودى، گاه زيبا و گاه زشت است. اگر نسبت به فرد سزاوار آن به كار رود و يا از روى آزمايش، انجام گيرد، زيباست و اگر از روى ستم، انجام پذيرد زشت است. تعلق اراده خدا به هلاكت، مقتضى تعلق آن به هلاكت از نوع زشت آن نيست و چون دلايل موجود، نشانگر آن است كه خداى متعال، منزه و پاك از زشتيهاست، ناگزير اراده او جز به هلاكت و نابودى از نوع زيباى آن تعلق نمىگيرد. و در جمله «أمرنا مترفيها» موضوع امر (آنچه به آن امر شده است) است و لازم نيست كه موضوع امر فسق باشد، هر چند كه كلمه «فسق» پس از آن آمده است اين نكته گفته شده، به دليل جملههايى است از اين گونه: «أمرته فعصى» و «دعوته فأبى» كه مقصود از آنها اين است كه او را به فرمانبردارى فرمان دادم، پس او نافرمانى كرد و او را به پذيرش دعوت كردم پس او سركشى كرد.
ممكن است گفته شود: آنچه پيشتر گفته شد، جاى شبهه نيست، آنچه مورد شبهه است، مقدم بودن اراده است. اگر اراده متعلق به هلاكتى است كه به كيفر كردارى، بجز فسق مذكور در آيه، سزاوار آنند، در اين صورت، جمله «اذا اردنا امرنا.
- وقتى اراده كرديم، آنان را امر كرديم» معنى ندارد، زيرا جمله مذكور نشاندهنده آن است كه اراده او بر هلاكت، مقدم بر امر اوست و ناظر به امر قبلى نيست. بنابراين، اراده او نسبت به عذاب آنان، پيش از آنكه با امر او مخالفت كنند، قابل توجيه نيست. اگر اراده او متعلق به هلاكت آنان به دليل سرپيچى از امر مذكور در آيه است