آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦١ - خيالبافى منكران
مطلب مورد نيازى باشد، ولى راهى براى شناخت تأويل آن نباشد».[١] «مجاهد» مىگويد: «من قرآن را از آغاز تا پايان، پيش «ابن عباس» خواندم و درباره هر آيهاى از او پرسشهايى كردم و او مىگفت: من در شمار راسخان در دانش هستم كه تأويل قرآن را مىدانند».[٢] «راغب اصفهانى» در پيشگفتار تفسير خود مىگويد: «همه متكلمان بر اين باورند كه واجب است مفهوم و معنى همه آيات قرآن، آشكار و روشن باشد وگرنه استفاده از آن امكانپذير نيست». «راغب» معتقد است كه جمله: «و الرّاسخون فى العلم» معطوف به پيش از آن است، و جمله پس از آن «يقولون ...» جمله حاليه است.[٣] «ابو الحسن اشعرى»، رهبر «اشاعره» نيز «و الرّاسخون فى العلم» را معطوف به جمله پيش از آن مىداند و در بررسى آن مىگويد: «براى اينكه راسخان در علم به تأويل متشابهات دانا و آگاهند.» «ابو اسحاق شيرازى» نيز بر همين باور است و مىگويد: «شناخت تأويل، خاص خداوند نيست و علماء نيز بر آن آگاهند و ستايش علماء از سوى خداوند كه در همين آيه به آن اشاره شد، به دليل همين شناخت و آگاهى آنان بر تأويل متشابهات است و اگر اينان نيز معنى متشابهات را نمىدانستند، با توده مردم فرقى نداشتند».[٤] آنچه از گفتههاى بزرگان دانش در اين باره بازگو شده است براى ردّ ادعاى «جلال الدين سيوطى»، كافى به نظر مىرسد و چه بسا با تحقيق بيشتر، گفتههاى بيشترى از دانشمندان پيشين، در اين زمينه بدست آيد.
مهمترين نكته، اين است كه منكران، عطف جمله «و الرّاسخون فى العلم» بر پيش از آن، استدلال مىكنند كه «متشابه» چيزى است كه هيچكس راهى براى
[١] جامع البيان، طبرى، ج ٣، ص ١١٦.
[٢] تفسير المنار، جلد ٣، ص ١٨٢.
[٣] البرهان، زركشى، ج ٢، ص ٧٤.
[٤] المباحث، صبحى الصالح، ص ٢٨٢.