آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٧ - الف - احاديثى كه ايمان به قدر را ضرورى مىداند
با توجه به تفسيرى كه در معنى «قدر» داده شد مطلبى روشن است، زيرا ايمان به «قدر» ايمان به سلطه نافذ و غالب الهى و تدبير فراگير اوست: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.
سپاس خداى پروردگار جهانيان راست.» وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا* بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ.[١] (يهود گفتند دست خدا بسته است، به واسطه اين گفتار دروع، دست آنها بسته شده به لعن خدا گرفتار گرديدند، بلكه دو دست خدا گشاده است و هرگونه بخواهد انفاق مىكند.)
قال رسول اللّه: ان الله عز و جل قدر المقادير و دبر التدابير قبل أن يخلق آدم بألفى عام.[٢]
(بىگمان، خداى عزّ و جلّ، دو هزار سال پيش از آفرينش آدم مقدارها و اندازهها را، تقدير و برآورد كرد و امور را تدبير نمود و سامان داد.» به هر حال ايمان به «قدر» خلاصه مىشود، در اعتقاد به اينكه خدا تدبيركننده امور و شئون جهان هستى است و انجامدهنده آنچه در جهان هستى، روى مىدهد و براى آنكه بدانيم لازمه اين اعتقاد، اقرار به جبر و اضطرار در كارهاى اختيارى آدميان نيست، رجوع شود به: «مسأله الامر بين الامرين»، ص ١٥٧، و «مسأله انتساب حوادث به خدا»، ص ١٨٣.
٢-
و قال (ص) ايضا: «اربعة لا ينظر اللّه اليهم يوم القيامة: عاقّ، و منان، و مكذّب بالقدر، مدمن خمر.[٣]
پيامبر مىفرمايد: چهار گروهند كه خدا در روز رستاخيز، به آنان نظر نيفكند:
عاق والدين، انسان منتگذار، تكذيبكننده قدر و شرابخوار.» ٣-
و قال (ص): «ستة لعنهم اللّه ... الزائد فى كتاب اللّه، المكذب بقدر اللّه، التارك لسنّتى، المستحل من عترتى، المتسلط بالجبروت، المستأثر بفيء المسلمين.»[٤]
پيامبر (ص) مىفرمايد: شش كس هستند كه مورد لعن خدا واقع شدهاند: اضافهكننده به كتاب خدا، تكذيبكننده قدر الهى،
[١] مائده، ص ٦٤
[٢] عيون اخبار الرضا، ص ٨٠- بحار الانوار، ج ٥، ص ٩٣، شماره ١٩.
[٣] خصال باب الاربعة، ص ١٨٤. البحار، ج ٥، ص ٨٧.
[٤] خصال، باب الستة، ص ٣٠٧- ٣٠٨، البحار، ج ٦، ص ٨٧