آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٤١ - دو اعتراض ديگر به سليمان
ديگر در تفسير اين آيه گفتهاند با كرامت پيامبران ناسازگار است و اهانت به مقام والاى آنان است و افزون بر مخالفت آنها با اصول عقايد اسلامى و نصوص قرآن، رواياتى است كه نه مأخذ دارد و نه سند متصل به معصوم.
دو اعتراض ديگر به سليمان
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ. فَقالَ: إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ. رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ ... قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ.[١] (اى رسول ما) ياد كن وقتى را كه بر او اسبهاى بسيار تندرو و نيكو را هنگام عصر ارائه دادند (و او به بازديد اسبان براى جهاد در راه خدا پرداخت و از نماز عصر غافل ماند). در آن حال گفت: من مهر اسبان را بر ذكر پروردگارم برگزيدم، تا آنكه آفتاب در حجاب شب رخ بنهفت. (آنگاه با فرشتگان موكل آفتاب خطاب كرد كه به امر خدا) آفتاب را بر من بازگردانيد. (چون آفتاب بازگشت نماز بجا آورد) و شروع به دست كشيدن بر ساق و يال و گردن اسبان كرد ... عرض كرد بارالها به لطف كرامت از خطاى من درگذر و مرا ملك و سلطنتى عطا فرا كه پس از من احدى لايق آن نباشد كه تو اى خدا تنها بخشنده بىعوض هستى.
در اين آيات، دو موضوع مورد سؤال است:
يكى- اينكه چگونه به علاقه اسب، كسى مانند سليمان را از ذكر خدا بازمىدارد؟
دوم- آنكه چرا پادشاهى و ملكى را مىطلبد كه پس از وى شايسته هيچكس نباشد؟ آيا در اين خواسته شائبهاى از بخل وجود ندارد؟
آنچه درباره سليمان (ع) روايت شده است كه وى شيفته اسبان تندرو بوده است و بدين شيفتگى، در روز بازديد آنها، نماز عصر از او فوت شد، خالى از صحت است. اين ادّعا، نسبت به پيامبرى چون «سليمان» ادعايى قبيح است كه از وقاحت جاعل آن و از جهل او به منزلت پيامبران حكايت مىكند.
[١] ص، ٣١- ٣٥.