آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٤٢ - دو اعتراض ديگر به سليمان
آنچه درست است اينكه عرضه اسبان بر او به منظور برگزيدن بهترين آنها براى استفاده در جهاد در راه خدا بوده است و در شامگاهان كه «سليمان» اسبان را ملاحظه مىكرده است، ذكرى را كه بر طبق معمول، در آن وقت داشته است، از او فوت مىشود.
فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا.[١] [پس ما به زكريا- در آن حالى كه از محراب (عبادت) بر قومش بيرون آمد] وحى كرديم كه تو و امتت همه صبح و شام به تسبيح و نماز قيام كنيد.
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ.[٢] [تو اى زكريا] پيوسته به ياد خدا باش و او را شبانگاه و صبحگاه تسبيح گوى.
گرچه «سليمان» در آن وقت، به عبادتى ديگر اشتغال داشته است، ولى پيامبر خدا اين پيشامد را گناهى بر خود فرض كرده و بر اين گناه از خدا آمرزش خواسته است. از آنجا كه از دست رفتن ذكرى كه بدان عادت داشته است، اندوه او را فراهم آورده، گفته است: إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ.[٣] دستور «سليمان» براى بازگرداندن اسبان و عرضه دوباره آنها به منظور اطمينان يافتن از تندرستى و شايستگى آنها براى استفاده در جهاد بوده است.
در موضوع دوم اين نكته قابل توجه است كه آز و بخل در امر دنيوى ناپسنديده است، ولى درخواست آنچه براى خدا و دنياى ديگر است، طمع بسيار نسبت به آن، ناپسنديده نيست. به همين جهت است كه پيامبر اسلام (ص) از امت خود خواسته است كه در هر روز و روزگار بر او درود گويند. آيا كسى از رحمت گسترده پروردگارش بىنياز است؟ و آيا قناعت و رعايت ميانهروى در اين مرحله خردمندانه است؟! «سليمان»، پيامبر خدا، موهبتى الهى را مىطلبد كه بدو اختصاص يابد و
[١] مريم، ١١.
[٢] آل عمران، ٤١.
[٣] سيد مرتضى، تنزيه الانبياء، ص ٩٤، چاپ نجف.