آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١٨ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
اندازه اشيا است، بدون آنكه دانش او در كردار افراد مؤثر باشد. اگر سعادت و شقاوت را دو موضوع تحميل شده بر مردمان بدانيم، مسئوليت آن با كسى است كه اين دو را به آنان تحميل كرده است و اين كس بنا به تصور «اشعرى»، خداى متعال است و اين مطلب، عين جبر است. ولى اگر سعادت و شقاوت را ناشى از كردار خود آدميان بدانيم و بر اين باور باشيم كه آنان به كردار خود، خوشبختى يا بدبختى را به دست مىآورند، بدين معنى است كه مسئوليت آن به خود آنان بازمىگردد و نه به خدا.
همان گونه كه اصحاب عدل و تنزيه [شيعه] بر آنند. نسبت دادن كردار مردمان به خدا، بدين معنى است كه او مسئول كردار بندگان است (همان گونه كه معتقدان به جبر مىگويند) و اين بازگشت به همان گفته اول و سلب مسئوليت از آدميان در برابر كردار آنها و سعادت و شقاوت ناشى از اين كردارها است.
«امام فخر رازى» و استاد او «اشعرى»، چه بسيار گرفتار اين گونه مغالطههاى روشن و آشكار شدهاند. در هر صورت، مفهوم آيه و معنى سعادت و شقاوتى كه در آن است، خوبى و بدى موقعيت و احوال آنان در آن روند است به سخنى ديگر، برخى از آنان در موقعيتى سخت و ناگوار قرار دارند و از شدّت بازخواست و سرانجام، عذاب و آتشى- كه در انتظار آنان است- سخت افسرده و نگرانند و گروهى ديگر از آنان، به آسايش در آرامشند و به نعمتها و بهشتى كه در انتظار آنان است سرخوش. مفهوم آيه، مانند ديگر آيهاى است كه مىگويد:
وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ* فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ* وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ.[١] ... و بىهيچ شك (در روز محشر) همه جمع آيند و گروهى در بهشت جاودان و گروهى در آتش سوزان روند. و اگر خدا مىخواست، همه خلايق را به قهر، يك فرقه (مؤمن) قرار مىداد و ليكن (براى امتحان چنين نخواسته تا) هركس را بخواهد به رحمت خود داخل كند و ستمكاران را هيچ ياورى نيست.
[١] شورى، ٧- ٨.