آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦١٨ - ٤ - تبرئه يوسف(ع)
پاسخ: توجه و آهنگ «يوسف» نسبت به «زليخا»، موكول بر چيزى است كه رخ نداده است، يعنى در صورتى است كه برهان پروردگارش را نمىديد و آيه بدين معنى است كه اگر برهان پروردگار خود را نمىديد، آهنگ او مىكرد و چون برهان او را ديد، آهنگ وى نكرد. همان گونه كه جمله معروف «لو لا علىّ لهلك عمر» بدين معنى است كه «عمر به سبب وجود على (ع) هلاك نشد.» عبارت از جهت «زليخا» مطلق است و قيدى ندارد. بنابراين، او به گونه قطعى آهنگ يوسف كرده است. ولى از جهت يوسف، عبارت مقيد است و اگر او از بندگان مخلص خدا نمىبود و نور ايمان از قلب مباركش پرتو افشانى نمىكرد، او نيز آهنگ «زليخا» مىكرد، چه جوان بود و همانند ديگر جوانان از نيروى شهوت برخوردار. بخصوص كه «زليخا» با علاقه و پافشارى به او روى آورده بود. بنابراين، مقتضيات توجه او به «زليخا» موجود بوده است. نهايت اينكه نيروى بازدارنده موجود در او يعنى ايمان استوار وى كه بر همه احساساتش غلبه داشته است، مانع از آن بوده است كه شهوت بر او پيروز گردد. تا آنجا كه «زليخا» خود به عصمت او شهادت داده و مىگويد: وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ.[١] (من خود از وى تقاضاى مراوده كردم و او عفت ورزيد.) شهادت «زليخا» بجز شهادت خداوند درباره ميل او به «يوسف» است.
خداوند درباره «زليخا» چنين شهادت مىدهد:
وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ، قالَ: مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ.[٢] زنى كه يوسف در خانهاش بود از او كام خواست و درها را بست و گفت: شتاب كن! يوسف گفت: به خدا پناه مىبرم، او پروردگار من، و جايگاه مرا نيكو خواسته است، او ستمكاران را رستگار نمىكند.»
[١] يوسف، ٣٢.
[٢] يوسف، ٢٣.