آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٤ - درس صد و سى و سوم احباط، تكفير و موازنه
بديهى است كه اعتراف آنان به گناه، از ايمانشان به خدا سرچشمه مىگيرد، چه مؤمن است كه كارهاى ناشايست خود را نافرمانى نسبت به خدا مىداند و اين دليل است به آنكه بر ايمان خود باقى هستند هر چند كه مرتكب كارهاى ناشايست شده باشند و همين پابرجايى ايمان است كه شرايط آمرزش و غفران را براى آنان فراهم مىآورد.
ولى سنجيدن ثواب و عقاب با مدح و ذم در اصل استحقاق، درست است، زيرا آنكه براى انجام كارى سزاوار مدح و ستايش است، شايسته پاداش نيز هست.
همچنين آنكه در كارى، شايسته مذمت و سرزنش است، شايسته عقاب نيز مىباشد.
ولى قياس دائمى بودن يكى از اين دو با دائمى بودن يكى ديگر، دليلى ندارد، زيرا مرحله استحقاق غير از مرحله فعليت و وقوع است و معنى دوام استحقاق، آن است كه در هر وقتى از اوقات، مىتوان گناهكار را مذمت كرد و مذمت او خاص زمان انجام گناه نيست، نه اينكه بايد مذمت، در طول زمان و در هر شب و روز ادامه يابد.
به همينگونه است عقاب كه گناهكار در هر وقتى سزاوار آن است و مولا مىتواند در هر وقت كه اراده كند او را عقاب كند و اين بدان معنى نيست كه عقاب او در طى زمان و براى هميشه ادامه داشته باشد، زيرا عقابى بدين گونه بيشتر از ميزان استحقاق اوست و ستم به شمار مىآيد و از عدل و حكمت مطلق خداى متعال به دور است.
ولى اختصاص تفضل خداى متعال به كودكان و ديوانگان دليلى ندارد و دليلى بر اثبات آن نياوردهاند. افزون بر اينكه چنين اعتقادى با نص كتاب و سنت متواتر، مخالف است كه فضل خداى متعال عظيم[١] و رحمت او گسترده است[٢] و او بر آمرزش همه گناهان وعده داده است.[٣]
[١] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. انفال، ٢٩.
[٢] قالَ عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ. اعراف، ١٥٦.
[٣] قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. زمر، ٥٣.