آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩١ - جبريه
گمراه كرده و بر دلهاشان مهر نهاده است».[١] اين سخنان روشن «اشعرى» در جبر است كه بر اين باور است دانش خداى متعال به انجام هر چيز، علت حتمى روى دادن آن است، و انسان ناگزير از انجام كارى است كه خداوند، علم به انجام آن بوسيله آنكس دارد و مىافزايد: انسان بر انجام كارى قادر نيست، مگر اينكه خداوند آن را اراده كرده باشد و انسان در كردار خود تابع اراده و مشيت خاصّ خداوند است و بندگان نمىتوانند چيزى را بخواهند، مگر اينكه خداوند بخواهد. كافر، مجبور به كفر ورزيدن و ايمان مؤمنان خواست او و ناشى از قدرت اوست.
او سرانجام مىگويد: «اگر از معنى وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ بپرسند، در پاسخ مىگوييم كه منظور خدا [از پرستش جن و انس] مؤمنان هستند و خداوند، مؤمنان را براى عبادت آفريده است و نه كافران را. زيرا خود گفته است:
بسيارى از آفريدههاى خود را براى دوزخ آفريده است. خداوند آنان را- كه براى دوزخ آفريده و شمارش كرده و نام آنان و پدران و مادران آنان را نوشته است- غير از كسانى هستند كه براى عبادت خود آفريده است».[٢] او در مسئله راهنمايى و گمراهى و ديگر مسائل، نيز به همينگونه سخن گفته است كه نمايانگر اعتقاد جزمى او به جبر در تكليف و ايمان و كفر است. او قدرت بندگان را نسبت به آنچه خداوند، در اول مقدر نموده، سلب مىكند و رواياتى را در تأييد اعتقادات خود و نفى قدرت انسان نقل مىنمايد.[٣] برخى تصور كردهاند كه حلّ مسئله پيچيده «كسب»، با برهان عقلى ميسر نيست و براى هميشه غير قابل عمل است و تنها از راه عرفان، قابل كشف و حلّ است.
«شعرانى» مىگويد: «اين مسئله، از دقيقترين و پيچيدهترين مسائل اصول است كه اشكال آن جز از راه عرفان، قابل حل و كشف نيست و ارباب عقول، از فرقههاى
[١] مقالات الاسلاميين، ج ١، ص ٣٢٠- ٣٢١.
[٢] الابانة، ص ٥٧- ٥٩ و نيز صفحات ٦٢، ٦٥، ٦٧ به بعد.
[٣] الابانة، ص ٧٠- ٧٤.